شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٩٠
كوتاهى و كجروى و آشفتگى و سرگشتگى و شتاب نيست، چون از افعال شياطين و پيروان طاغوت است. و اما آنچه از بندگان حقيقى خدا صادر مى شود و تعلق به امور دين و عرفان دارد، به صورت اطمينان و آرامش و استوارى و پايدارى خواهد بود. پس اين، برترين اخلاق نيكو، و آن، بدترين ملكات پست نفسانى است كه «جربزه» نام دارد و بلاهت و كودنى از آن بهتر مى باشد، زيرا همان گونه كه گفته اند به رهايى و خلاص از زيركى موذيانه نزديك تر است. بنابراين، تعريف امام عليه السلام از عقل (آنچه با آن خداوند پرستش گرديده و بهشت به دست آورده شود) به همين معناى سوم بوده، از جهتى مقابل شيطنت و از سوى ديگر در برابر كودنى خواهد بود. [١] ب . ملّا صدرا حديث چهارم را حاوى معناى سوم يا چهارم عقل مى داند. [٢] حديث چهارم: الحسن بن جهم قال: سمعت الرضا عليه السلام يقول: صديق كلّ امرئ عقله و عدوه جهله؛ [٣] دوست هر آدمى، خرد اوست و دشمن او بى خردى اش. به توضيح ملّا صدرا درباره مقصود از عقل در اين حديث توجه كنيد: مقصود امام از اين عقل، معناى سوم يا چهارم از معانى عقل كه نزديك به هم اند مى باشد، زيرا مقصود از آن، غريزه مشترك انسانى و علوم ضرورى كه مبادى نظريات اند و آراى مشهور و عقل كلى هم كه نخستين مخلوق است، نيست. عقل از آن رو دوست انسان و جهل دشمن او گرديده كه به واسطه عقل، انسان دوست را به دست مى آورد و به خيرات و نيكويى ها راهنمايى مى شود، و به واسطه آن دشمنان را دفع مى نمايد و از شرور و بدى ها دورى مى گزيند و به
[١] همان، ج ١، ص ٢٢٨ ـ ٢٢٩.[٢] همان، ص ٢٣١.[٣] همان.