شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٤٤
وارد ساخته و در پايان، به معناى درست از عبارت اشاره مى كند. [١] رد معناهاى متبادر به ذهن ـ كه بعيد مى نمايد ـ يكى از راه هاى وصول به معناى مراد يا تبيين بيشتر معناست. و شارح، در شرح عبارات «سپس جهل را آفريد» [٢] و «سلامت و ضد آن ابتلا» [٣] از اين روش سود جسته است. بيان مثال هاى ملموس [٤] و ضرب المثل هاى رايج [٥] از ديگر ابزارهايى است كه جهت تقريب مفاهيم به ذهن به خدمت گرفته شده اند و از آنجا كه زبان نظم، گاهى اثرگذارتر و گوياتر از نثر است: شارح آن را نيز دستاويزى در تبيين مفهوم قرار داده است [٦] و در شرح برخى احاديث، فوايد و نتايج آن را بيان نموده است؛ چنان كه پس از شرح حديث چهارم، از باب «ثواب دانشمند و دانشجو»، به بيان فوايد و نكات حديث مى پردازد و چهار فايده را ذكر مى كند. [٧] يا پس از تبيين معناى حديث يازدهم، از باب نوادر، از كتاب فضل علم، به ارائه جمع بندى و خلاصه كلام پرداخته است. [٨] وى در جاى ديگرى مى گويد: در اين حديث اشاره به آداب مناظره است و اثبات حق اراده شده است. پس ناگزير، بايد مصاحب را به تفهم و ترك لجاجت سفارش نمود و بايد حالت كسى را كه در آنچه مى گويد بر يقين است داشت؛ چرا كه سبب مى شود تا مخاطب كشش بيشتر پيدا كند. بعد از تمهيد اين دو امر و اصل قرار دادن آن شروع به استدلال گردد. [٩] طرح ايرادهاى فرضى و پاسخ به آنها يكى از راهكارهاى ملّا صالح در پرداختن به مواضع چالش در مفاهيم حديث است كه عموما در قالب «إن قُلتها» ارائه شده است. او در معناى «با تواضع، حكمتْ آباد مى شود، نه با تكبر»، اِن قلت كرده است به اين كه
[١] همان، ج٢، ص٣٥٠.[٢] همان، ج١، ص٢٠٨.[٣] همان، ج١، ص٢٤٩.[٤] همان، ج١، ص١٣٨.[٥] همان، ج١، ص١٥٣.[٦] همان، ج١، ص١٩٢ و ٢٥٩ و ٢٤١.[٧] همان، ج٢، ص٥٦ و٥٧ .[٨] همان، ج٢، ص٢٠٣.[٩] همان، ج٣، ص١٠.