شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٣٢
سياق نيز از ديگر قراينى است كه شارح آن را در فهم متن مورد توجه قرار داده است [١] و با تكيه بر معناى حاصل از سياق، وجه به كارگيرى برخى كلمات را در كلام معصوم عليه السلام تبيين مى كند [٢] و از چگونگى چينش عبارات در حديث، جهت فهم آن يارى مى جويد. [٣] گاه برخى احتمالاًت نقل شده را در معناى حديث با تكيه بر آن تأييد مى كند. [٤]
٤ ـ ٢.استناد به آيات قرآن
حديث بازگوى گفتار و كردار كسى است كه نمونه عينى قرآن و تجسم آن در بستر عمل فردى، اجتماعى و معنوى است. آگاهى از حديث، آگاهى از قرآنى است كه در هر زمان، بسته به شرايط، نوشونده و تغيير يابنده مكان، موقعيت و ويژگى هاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى، رهنمودى نو و جلوه اى تازه از خويش بروز مى دهد. از اين روست كه حديث، در هر موردى شاهدى صريح يا ضمنى از قرآن را با خود دارد و اين دو، نسبت به يكديگر، جنبه تفسيرى و تبيينى دارند. از اين رو، شارح از آيات قرآن براى رفع ابهام و يا شرح معنا فراوان سود جسته است. او در شرح «الرجاء و ضدّه القنوط» چهار آيه از قرآن را براى تبيين بيشتر آورده است. [٥] و از آيات «وَ فِى السَّمَآءِ رِزْقُكُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ * فَوَ رَبِّ السَّمَآءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِّثْلَ مَآ أَنَّكُمْ تَنطِقُونَ. [٦] وَ مَا مِن دَآبَّةٍ فِى الْأَرْضِ إِلَا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا» [٧] در تأييد اين معناى حديث كه روزىِ مقسوم هر يك از افراد در دنيا به ايشان مى رسد، سود جسته است. [٨] او مراتب پنجگانه جهاد را به تناسب شرح حديثى ذكر مى كند و براى هر مرتبه آن شاهدى از قرآن مى آورد [٩] و در بررسى از معناى «قناعت» [١٠] ، «مواسات» [١١] «طاعت» [١٢] و «بخل» [١٣] و بسيارى مفاهيم ديگر ـ كه در احاديث آمده اند ـ به آيات قرآن
[١] همان، ج٢، ص٦٢ .[٢] همان، ج١، ص١٥٢.[٣] همان، ج١، ص١٦٩.[٤] همان، ج١، ص١٨٤.[٥] همان، ج١، ص٢٦١ و ٢٦٢.[٦] سوره ذاريات، آيه ٢٢ ـ ٢٣.[٧] سوره هود، آيه ٦ .[٨] شرح اُصول الكافى، ج١، ص١٦٩.[٩] همان، ج١، ص٢٦١ و ٢٦٢.[١٠] همان، ج١، ص٢٤٣.[١١] همان، ج١، ص٢٤٤.[١٢] همان، ج١، ص٢٥٣.[١٣] همان، ج١، ص٢٨٤.