شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٤١
اشاره شارح به عملكرد عقلا و عاقلان نيز مى تواند تأكيد ديگرى بر جايگاه عقل در فهم متون حديث باشد؛ [١] همچنان كه بيان بديهيات عقلى نيز حاكى از آن است. او در شرح «و يكون عقله أفضل من جميع عقول اُمّته»، به دليل عقلى استحاله ترجيح مفضول بر فاضل و نيز ترجيح يكى از دو چيز مساوى بر ديگرى، توسل جسته است. [٢] ناگفته نماند كه حجت بودن عقل و جايگاه رفيع آن، منافاتى با احاديث وارده در باب ذم قياس و انكار آن ندارد. شارح نيز آنجا كه به شرح «ما من شى ء إلا و فيه كتاب أو سنّة» مى پردازد، كلامش حاكى از تفاوت اين دو و مدح عقل و ذم قياس است. [٣] شارح از وجدان و گواهى آن نيز در تأييد مطالب سود جسته است؛ [٤] چرا كه در برخى احاديث از پذيرش قلب و آرامش جان و آن احساس و درك نهادينه شده از روح دينى و احساس قرابت و اُنس، نسبت به حديثى، به عنوان ملاكى در تشخيص حديث درست از نادرست ياد شده است؛ براى مثال از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است: آن گاه كه حديثى از من شنيديد كه برايتان آشنا بود و با آگاهى و احساس درونى شما همراه بود و آن را نزديك خود يافتيد پس من به شما از آن سزاوارترم و اگر حديثى شنيديد كه جان هايتان آن را ناآشنا دانست و احساس شما از آن بيگانه بود و آن را دور يافتيد، پس اين سخن از من بيش از شما بُعد دارد. [٥]
٧ ـ ٢. توجه به تاريخ و تجربه
تاريخ هر حادثه و پديده، از چگونگى وقوع آن خبر مى دهد و به شناسنامه اى ماند كه آيندگان را از هويت و چند و چون آن باخبر مى سازد. تاريخ، در نهان خود، اسرارى بسيار از انسان ها، رفتارها، وقايع، مكتب ها و دانش ها دارد كه هر كه بيشتر با آن آشنا گردد، از آن بيشتر آموزد و اندوزد. ضرورت آگاهى از تاريخ در فهم روايات، غير قابل انكار است كه گاه مشكلات فهم را برطرف كرده و مراد واقعى را مى فهماند.
[١] همان، ج١، ص٢٥٠.[٢] همان، ج١، ص٨٨ .[٣] همان، ج٢، ص٢٨٠.[٤] همان، ج١، ص٢٥٢.[٥] الجامع الصغير، ج١، ص١٠٨.