شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٤٤
محورهاى منازعه متكلمان بغداد با محدثان قم بوده است. [١] احاديث فطرت در ادامه آمده و سپس به بيان مفاهيم بنيادى نظام دينى قرآن، يعنى مفهوم ايمان و رابطه آن با اسلام و درجه هاى هر يك پرداخته شده است. بحث رابطه ايمان و اسلام و نقش گناهان كبيره در آن از دهه هاى پايانى سده نخست در فهرست مباحث كلامى درآمده و از عوامل پيدايش برخى فرقه ها، چون مرجئه و خوارج بوده است. قسمت پايانى كتاب كه بخش عمده آن است، مجموعه اى از احاديث اخلاقى را در بردارد.
نتيجه گيرى
در اين مقاله پس از مباحثى مقدماتى درباره سير زندگى كلينى به موضوع مبناى گزينش روايات در كتاب كافى پرداخته و درباره مسئله ارتباط كلينى با نواب اربعه كه گروهى از اخباريان براى اثبات اعتبار كافى از آن بهره بردارى كرده بودند نيز بحث شد، و در نهايت به بررسى مهم ترين ابواب كلامى كافى پرداخته شد. آن چه از اين بحث مختصر، نتيجه گرفته مى شود عبارت است از: ١ . كتاب كافى به رغم اهميت فراوان، از اعتبار صددرصدى برخوردار نبوده و از جنبه هاى گوناگون قابل نقد است؛ ٢ . در نقد سندى كافى نبايد از اين نكته غافل ماند كه اين شيوه نقد در دوره كلينى رايج نبوده و لذا مبناى گزينش وى بايد شناسايى شده و به هنگام نقد احاديث به آن توجه شود؛ ٣ . كتاب كافى وضعيت تاريخى جامعه شيعه را در آن دوره، نشان داده و از اين جهت مى تواند به عنوان منبعى تاريخى به كار گرفته شود؛ ٤ . كتاب كافى نقش قابل توجهى در حل اختلافات درون مذهبى، و سازمان دهى انديشه اعتقادى شيعه بر جاى گذاشته است. بنابراين نقد روايات اعتقادى كافى مى تواند به آسيب شناسى انديشه كلامى شيعه يارى رساند.
[١] براى اطلاع از درگيرى هاى كلامى اين دو صحابى و پيروانشان مى توان به برخى گزارش ها مبنى بر وجود تأليفاتى در اين باره مراجعه نمود و از جمله «كتاب ما بين هشام بن حكم و هشام بن سالم» از ابو العباس حميرى از مشايخ قم كه نجاشى از آن ياد كرده است. متأسفانه هيچ يك از اين نمونه منابع به دست ما نرسيده و لذا جز از طريق مقايسه روايات آن دو و نقل قول هاى موجود در منابع فرقه ها و مذهب ها نمى توان به نقاط تفصيلى اختلاف آن دو پى برد.[٢] درباره اين شخصيت و درگيرى هاى پيرامون وى ر.ك: مدرسى طباطبايى، همان، ص ٤٣-٤٤.[٣] درباره اين شخصيت به مقدمه محدث ارموى بر كتاب الايضاح مراجعه كنيد.[٤] براى مشاهده نمونه اى از بازتاب بيرونى شخصيت هشام، به نقل قول هاى متعدد ابن قتيبه از وى در تأويل مختلف الحديث مراجعه كنيد. سيد مرتضى در كتاب الشافى در ادامه روند كلينى به دفاع از هر دو شخصيت و جمع ميان آن دو پرداخته است.[٥] درباره ميزان نفوذ انديشه هاى جبرى و تشبيه و تجسيم ر.ك: سيدمرتضى، رسائل، ج ٣، ص ٣١٠.[٦] براى نمونه مى توان از احاديث سهو و نسيان نبى ياد كرد كه تقريبا همه اهل حديث شيعه آن را مى پذيرفتند. براى آگاهى بيشتر به رساله مخطوط محقق شوشترى در همين موضوع با عنوان سهو النبى مراجعه كنيد.[٧] ر.ك: ملاصالح مازندرانى، همان، مقدمه، ص ١٠.[٨] ر.ك: سيدمرتضى، همان، ج ١، ص ٤٠٩.[٩] براى آگاهى بيشتر ر.ك: مدرسى طباطبايى، همان، ص ٦٧ ـ ٦٨.[١٠] در اين باره ر.ك: تطور الفكر السياسى الشيعى من نظرية الشورى الى ولاية الفقيه، فصل الموقف من الخمس.[١١] روايات ديگر تحريف در بخش نوادر كتاب القرآن آمده است.[١٢] براى نمونه ر.ك: محمدهادى معرفت، صيانة القرآن من التحريف.[١٣] درباره عياشى و قمى به كتاب تفسيرشان مراجعه كنيد و درباره نوبختيان ر.ك: مكدر موت، انديشه هاى كلامى شيخ مفيد، ص ١٢٥ ـ ١٣٤.[١٤] براى نمونه ر.ك: نجاشى، همان، ص ٤٤٠ و نيز ر.ك: مدرسى طباطبايى، همان، ص ١٤٤.[١٥] ر.ك: كلينى، همان، ج ١، ص ٥٢٥ ـ ٥٣٤ .[١٦] ر.ك: شيخ مفيد، تصحيح، ص ١٣٥ ـ ١٣٦ و نيز همو، المسائل السروية، ص ٤٦، ٧٢ ـ ٧٣.