شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٩٨
نظر ايشان، اكثر روايات باب عقل و جهل، ظاهر در معناى دوم است. [١] به نظر ايشان واژه عقل در موارد زير، در معناى دوم به كار رفته است: الف . حديث دوم: متن و ترجمه اين حديث و نيز نظر علّامه در ذيلِ قسمت الفِ معناى اول آن گذشت. در اين حديث، حضرت آدم عليه السلام مخيّر مى شود كه يكى از عقل، حيا و دين را برگزيند. آن حضرت، عقل را اختيار مى كند. جبرئيل به حيا و دين دستور مى دهد كه آدم را با عقل واگذارند؛ اما آنها مى گويند: «ما مأموريم كه هر جا عقل باشد، همراهش باشيم.» [٢] ب . حديث سوم: متن و ترجمه اين حديث در بخش الفِ معناى سوم از ديدگاه ملّا صدرا در همين فصل گذشت. چكيده حديث اين است كه امام صادق عليه السلام درباره تعريف عقل مى فرمايند: «عقل، چيزى است كه با آن خداوند رحمان عبادت شود بهشت به دست آيد.» [٣] علّامه معتقد است كه ظاهرا مراد از عقل در اين حديث، معناى دوم است؛ گر چه ايشان احتمال بعضى ديگر از معانى را نيز رد نمى كند. [٤] ج . حديث ششم: قال ابوعبداللّه عليه السلام : من كان عاقلاً كان له دين، و من كان له دين دخل الجنّة؛ [٥] هر كه عاقل است دين دارد و كسى كه دين دارد به بهشت مى رود. علّامه مى فرمايد: «مقصود از عقل در اينجا، همان مقصود از عقل در روايت سوم است». [٦]
معناى سوم
علّامه مجلسى، عقل در حديث دوم را مفهومى دانسته است كه معناى اول و دوم و سوم را در بر مى گيرد. [٧]
[١] همان، ج ١، ص ٢٧.[٢] اصول كافى، ج ١، ص ١١، ح ٢.[٣] همان، ح ٣.[٤] مرآة العقول، ج ١، ص ٣٢.[٥] اصول كافى، ج ١، ص ١٢، ح ٦.[٦] مرآة العقول، ج ١، ص ٣٤.[٧] همان، ج ١، ص ٣٢.