شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٨٨
كودن و هوشمند در آن يكسان هستند. حكما اين معناى عقل را در كتاب برهان مورد استفاده قرار مى دهند و مقصودشان از آن، نيرويى است كه نفس به وسيله آن بدون قياس و فكر و به صورت فطرى به مقدمات بديهى دست مى يابد و به علوم آغازين مى رسد.
معناى دوم
معناى دوم «اصطلاح متكلمان است كه مى گويند: عقل اين را اثبات و آن را نفى مى كند و مقصود ايشان، معانى ضرورى نزد همگان يا بيشتر مردم مى باشد؛ مانند اين كه عدد دو، دو برابر عدد يك است.» بررسى شرح «كتاب العقل و الجهل» نشان مى دهد كه ملّا صدرا هيچ يك از روايات اين كتاب را مصداق معناى اول و دوم نشمرده است.
معناى سوم
معناى سوم، عقلى است كه در كتب اخلاق به كار مى رود و مقصود از آن، بخشى از نفس است كه به سبب مواظبت بر اعتقاد، به تدريج و در طول تجربه، حاصل مى شود و به وسيله آن به قضايايى دست مى يابيم كه با آن، اعمالى كه بايد انجام يا ترك شود، استنباط مى گردد. الف . ملّا صدرا حديث سوم را به معناى سوم عقل دانسته است. [١] متن حديث: عن بعض أصحابنا رفعه إلى أبى عبداللّه عليه السلام قال: قلت له: ما العقل؟ قال: «ما عُبِد به الرحمن و اكتُسِب به الجنان». قال: قلت: فالذى كان فى معاوية؟ فقال: تلك النَكْراء، تلك الشَيْطَنة و هى شبيهة بالعقل و ليست بالعقل؛ شخصى از امام ششم عليه السلام پرسيد: عقل چيست؟ فرمود: «چيزى است كه به وسيله آن، خدا پرستش شود و بهشت به دست آيد». آن شخص گويد: گفتم: پس آنچه معاويه داشت چه بود؟ فرمود: آن نيرنگ است. آن شيطنت است. آن
[١] شرح اُصول الكافى، ج ١، ص ٢٢٥ و ٢٢٨ و ٢٢٩.[٢] اصول كافى، ابوجعفر محمدبن يعقوب كلينى رازى، با ترجمه سيد جواد مصطفوى، ج ١، ص ١١، ح ٣.[٣] شرح اُصول الكافى، ج ١، ص ٢٢٥.[٤] همان، ج ١، ص ٢٢٨ ـ ٢٢٩.[٥] همان، ص ٢٣١.[٦] همان.[٧] همان، ص ٢٣١.