شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٨٣
است مشابه اند ؛ با اين تفاوت كه ملّا صدرا درباره اين معنا مى گويد: «غريزه اى كه انسان با آن از چارپايان تمايزى مى يابد»، [١] اما علّامه مجلسى آن را چنين معرفى مى كند: «نيروى ادراك و تميز خير و شر و توان شناخت علل، معدّات و موانع اشياء». ٢ . آنچه علّامه مجلسى به عنوان معناى سوم ذكر كرده، مشابه معناى چهارمى است كه ملّا صدرا آن را بيان نموده است. ملّا صدرا، «بازگشت اين عقل را به خوش فكرى و سرعت انتقال در استنباط آنچه بايد انجام و يا اجتناب شود» [٢] مى داند و علّامه مجلسى از آن به «قوه اى كه مردمان، آن را در تنظيم امور معاششان به كار مى گيرند» [٣] تعبير مى كند و سپس آن را به «عقل معاش» و «نَكْراء (نيرنگ) يا شيطنت» تقسيم مى كند. [٤] ٣ . معناى چهارم علّامه مجلسى با معناى پنجم مورد نظر ملّا صدرا انطباق دارد؛ يعنى هر دو، اين عقل را ـ كه علّامه مجلسى از آن به «مراتب استعداد نفس براى تحصيل نظريات» [٥] تعبير مى كند ـ به چهار بخش تقسيم مى كنند: ١. عقل بالقوه (البته تعبير علّامه، «عقل هيولانى» [٦] است)؛ ٢ . عقل بالملكه؛ ٣ . عقل بالفعل؛ ٤ . عقل مستفاد. تفاوت در اين است كه ملّا صدرا اين مراتب را توضيح مى دهد و علّامه به اشاره از آن مى گذرد و خواننده را به مباحث مربوط به آن، ارجاع مى دهد. ٤ . كلام اين دو محقق در بيان معناى ششم تفاوتى با هم ندارد. ملّا صدرا معناى ششم را عقل مذكور در كتاب الهيات مى داند و آن را موجودى معرفى مى كند كه هيچ تعلقى به هيچ چيز، جز به آفريننده اش خداوند قيّوم ندارد [٧] و سپس اين مطلب را توضيح مى دهد. علّامه نيز مى فرمايد: معناى ششم چيزى است كه فلاسفه به آن
[١] شرح اُصول الكافى، ج ١، ص ٢٢٣.[٢] مرآة العقول فى شرح أخبار آل الرسول صلى الله عليه و آله ، محمدباقر المجلسى، ج ١، ص ٢٦.[٣] شرح اُصول الكافى، ج ١، ص ٢٢٥.[٤] مرآة العقول، ج ١، ص٢٦.[٥] همان.[٦] همان.[٧] شرح اُصول الكافى، ج ١، ص ٢٢٧.