شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٨١
٥ . پنجمين مورد، عقلى است كه در كتاب نفس نامبردار شده و آن را چهار گونه دانسته اند: الف ـ عقل بالقوّه؛ ب ـ عقل بالملكه؛ ج ـ عقل بالفعل؛ د ـ عقل مستفاد. ٦ . آخرين مورد نيز عقلى است كه در كتاب الهيات مطرح گرديده و آن را موجودى گفته اند كه تعلقى به چيزى جز مبدع و آفريننده خود، خداوند قيّوم، ندارد و كمالاتش بالفعل است و در آن هيچ جهت «عدم» يا «امكان و قصور» نيست. كاربردهاى تشكيكى واژه عقل نيز عبارتند از: ١. عقول چهارگانه در كتاب نفس؛ ٢. مراتب عقل عملى در كتب اخلاق؛ ٣. افراد عقل به معناى ششم در نزد گروهى از حكما؛ ٤. صور عقليه؛ ٥ . عقل به معناى غريزه انسانى كه بدان از چارپايان تمايز مى يابد. درباره وجه اشتراك همه معانى عقل، ملّا صدرا چنين اعتقاد دارد: اعلم أن جميع معانى لفظ العقل على تباينها و تشكيكها يجمعها أمر واحد يشترك الكل فيه، و هو كونه غير جسم و لا صفة لجسم و لاجسمانى، و لأجل اشتراكها فى هذا المفهوم يصحّ أن يجعل موضوعا لعلم واحد، و أن يوضع له كتاب واحد يبحث عن أحوال أقسامه و عوارضها الذاتيّة كما فى هذا الكتاب الذى نحن فيه من كتب الكافى؛ [١] يك مفهوم كه در تمام معانى لفظ عقل ـ با همه تباين و تشكيك آن ـ وجود دارد آنها را فراهم مى آورد، و آن غير جسمانى بودن و صفت نبودن آن براى جسم و جسمانى است، از آن روى كه جسمانى باشد. و از آن جهت اشتراكش در اين مفهوم، شايسته است كه موضوع علم واحدى قرار گيرد و درباره آن كتاب واحدى وضع گردد كه در آن، از احوال اقسام و عوارض ذاتى آن بحث شود؛ چنان كه ما در اين جا بحث مى كنيم.
[١] ر.ك: الاسفار الاربعة، ج ٣، ص ٤١٨ ـ ٤٢٧ و ص ٥١٣ ـ ٥١٤؛ الشواهد الربوبية، ص ١٩٩ ـ ٢٠٨، «خلاصه ديدگاه ملّا صدرا درباره معانى عقل».[٢] ملّا صدرا در تبيين معانى عقل دو واژه «اشتراك و تشكيك» را به كار برده است. معناى اين دو واژه، چندان دور از ذهن نيست؛ امّا توضيحى مختصر درباره آنها، خالى از فايده نخواهد بود. مقصود از «اشتراك»، اشتراك لفظى است؛ يعنى اين كلمه در معانى متعدد متباين به كار مى رود؛ مانند كلمه «عين» در عربى و واژه «شير» در فارسى كه براى معانى متعدد متباين به كار مى روند. و مقصود از «تشكيك» اين است كه برخى از معانى واژه عقل، مرتبه هايى دارد كه بر هر مرتبه صادق است؛ مثل واژه «نور» كه بر همه نورهاى ضعيف و قوى ـ با توجه به كثرت مراتب ـ صدق مى كند. براى آگاهى بيشتر ر.ك: شرح اُصول كافى، ج ١، ص ٢٢٩.[٣] شرح اُصول الكافى، ج ١، ص ٢٢٩.