شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٤٣
٨ ـ ٢.تبيين غوامض و بيان چالش ها
ملّا صالح تلاش وافرى در بيان مفاهيم حديثى و بررسى زواياى مختلف آن دارد. اين تلاش در قالب اشكال مختلفى خود را بروز داده است. گاه، در قالب بيان اقوال و نظريات مختلف است و ديگر گاه، بيان وجوه احتمالى متبادر به ذهن و يا بررسى دلالت هاى مختلف الفاظ و مفاهيم، يا طرح ايراد فرضى و پاسخ به آن است. علّامه شعرانى درباره اين ويژگى شارح مى گويد: گاهى هدف، بيان مذهب حق از بين مذاهب موجود است كه اين وظيفه علماست كه محل نزاع را مشخص كرده و قول حق را با برهان و دليل بيان كنند و گاه، غرض بيان مفاهيم احاديث است و بيان آنچه كه موهم تناقض در آن است كه وظيفه محدثين است و شارح، مسلك اول را پيموده است. [١] اما مى توان گفت كه شارح بين دو طريق را جمع نموده است؛ يعنى هم محلّ نزاع را مشخص كرده و قول حق را با برهان يادآور مى شود و هم از بيان مفاهيم احاديث غفلت نكرده است. او آنجا كه قولى را در تبيين مفهوم حديث سراغ داشته باشد، در صورت تناسب و به جهت باز كردن بيشتر بحث، ذكر مى كند [٢] و به دلالت هاى كلام توجه دارد [٣] و از تبيين معنا در سايه بررسى زواياى مختلف مفهوم و بيان وجوه احتمالى غفلت نكرده است؛ چنان كه ذيل عبارت «چون ايشان درباره آن به امر من رسيدند» مى گويد كه محتمل، وجوه چندى است و پنج وجه را ذكر مى كند؛ [٤] همان طور كه درباره عبارت «همچنان كه دانشمندان به شما آن را آموختند»، چهار وجه را بيان مى كند. [٥] او در بررسى از معناى «قول، بدون عمل ارزش ندارد»، ابتدا وجه معنا را ذكر مى كند و بعد، در هر دو وجه اشكال وارد كرده و آنها را رد مى كند و مى گويد به اين اشكال، به سه وجه جواب داده اند و هر سه وجه را بيان مى كند و سپس به آنها اشكال
[١] التعليقه على الكافى، ج١، ص٢١٥.[٢] شرح اُصول كافى، ج٣، ص١٢٠ و ١٢١.[٣] همان، ج١، ص١٧١ و ص١٥٦.[٤] همان، ج٢، ص١١١.[٥] همان، ج٢، ص٥٣ .