شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٣٥
نمونه اين نگرش در شرح ملّا صالح ـ كه توأم با تحليل هاى ظريف و استنباط هاى دقيق است ـ آنجاست كه شارح به بررسى معناى تواضع مى پردازد و ضمن توضيحاتى كه مى آورد، به بياناتى از ائمه عليهماالسلاماستدلال مى كند كه در تبيين معناى تواضع و كيفيت آن بسيار مؤثر است. [١] هم چنين، در تبيين معناى اعتزال، در ابتدا حوزه و دامنه فراگيرى آن را معين مى كند و مى گويد اعتزال مربوط به عاقل عالم به معالم دين است. سپس آن را نسبت به اهل دنيا و عصيان جايز مى داند؛ چرا كه اهل آخرت اولياى خدا و انصار دين او هستند و توصّل به ايشان، موجب روشنى به نور ايشان است. بعد از اين مقدمه ـ كه البته با تكيه بر احاديث بيان مى كند ـ به اقسام اعتزال مى پردازد و احاديث متعددى را شاهد مى آورد. سپس بى شمار بودن اخبار مدح اعتزال را يادآور مى شود و در ادامه، برخى فوايد اعتزال را با ذكر حديث يادآور مى شود و مى افزايد با عنايت به فوايدى كه در باب اين امر آمد، برخى آن را برتر از مصاحبت با مردم دانسته اند و دسته اى ديگر، با عنايت به اخبار رسيده در مدح مصاحبت با مردم، آن را برتر دانسته اند؛ اما هر يك از اين دو، جايگاه خاص خود را دارد و سپس به جمع بين آنها مى پردازد. [٢] بدين سان، شارح شمار قابل توجهى از احاديث را در قالب يك مجموعه با وحدت موضوعى ارائه مى دهد و به بررسى و دسته بندى و بيان جايگاه هر يك مى پردازد و بر يكپارچگى سنت صحه مى گذارد. عملكرد شارح در تبيين مفاهيم حديثى، به اين شيوه، از توانمندى گسترده ايشان در دانش حديث و تسلط بر متون حديثى خبر مى دهد كه چنين هنرمندانه احاديث را گرد مى آورد و پيوند مى دهد. نمونه هاى ديگر اين نگرش و عملكرد را مى توان در شرح عبارات «از زمان بعثت نوح عليه السلام علم پنهان بوده است»، [٣] «پرهيز از اذيت و آزار از كمال عقل است»، [٤] «حاجات خود را از اهلش خواهيد»، [٥] «كسى كه خواهان آخرت باشد، دنيا او را بجويد تا
[١] شرح اصول كافى، ج٧١، ص١٨١، ١٨٢.[٢] همان، ج١، ص١٥٦ ـ ١٥٨.[٣] همان، ج٢، ص٢٠٩ و ٢١٠.[٤] همان، ج١، ص١٩٥.[٥] همان، ج١، ص١٨٩.