شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١١٤
همان طور كه ملاحظه مى شود اين بيان، كاملاً فنى بوده، تعريف قانع كننده اى در صفات ذات و فعل به دست مى دهد و وضع اراده را به خصوص روشن مى كند كه صفت فعل بوده و همراه كار خداست. ٣. مورد سوم نيز بيانى از ايشان در كتاب التوحيد، در باب تأويل الصمد، به دنبال حديث دوم باب است: «اين همان معناى درست در تفسير صمد است، نه آن تفسيرى كه اهل تشبيه كرده اند. به قول آنها صمد، موجود توخالى است؛ زيرا تو خالى بودن صفت جسم است و خداى با عظمت از اين برتر است. او بزرگ تر از آن است كه اوهام بر صفاتش آگاه شده، يا اوج بزرگى اش را درك كنند. سخن اهل تشبيه در اين مورد با سخن خدا كه فرموده: خدا مانندى ندارد، ناسازگار است و خدا برتر از آن است كه مانند اجسام باشد». «تفسير درست صمد در روايات از زبان دانايان واقعى بازگو شده و آن سرورى است كه مقصود و هدف همگان است. اين معناى درستى است كه با آيه ليس كمثله شى ء سازگار است». «مصمود در لغت به معناى مقصود است و حضرت ابوطالب عليه السلام نيز در شعرش آورده: جمره دورى را كه قصدش مى كنند بالاى آن با سنگ هاى بزرگ رمى مى شود [١] در اين بيان، كلينى ذوق و احاطه خود را بر ادبيات جاهلى و اسلامى به خوبى نشان داده، و با كمك گرفتن از لغت و شعر، به تفسير صمد و توضيح حديث پرداخته است. ٤. مورد بعدى هم سخن مفصلى از كلينى راجع به يكى از خطبه هاى اميرالمؤمنين عليه السلام در همان كتاب التوحيد كافى است: «اين خطبه، يكى از خطبه هاى مشهور ايشان است تا جايى كه همگان از آن باخبرند و اين خطبه براى هر كس كه در جستجوى دانش توحيد باشد، كافى است؛ اگر در آن تدبر كرده، محتوايش را بفهمد.
[١] اصول كافى، ج ١، ص ١٥٤، المكتبة الاسلامية، تهران، چاپ چهارم، ١٣٩٢ ق.[٢] همان، ج ١، ص ٢٠٢ و ٢٠٣.[٣] همان، ص ٢٢٠ و ٢٢١.[٤] همان، ص ٢٤١ ـ ٢٤٣.[٥] همان، ج ٢، ص ٦٢٦ و ٦٢٨.