شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٠٣
گرايش كوچك و غير اصلى باقى ماند، چه اكثريت عظيم دانشمندان آن مكتب همواره از هرگونه استدلال عقلى در مباحث مذهبى و از مناظرات و مشاجرات كلامى خوددارى و دورى كرده و تمام هم و غم خود را صرف نقل و روايت احاديث و سخنان ائمه طاهرين مى نمودند و همين گاه، آنان را در مجادلات و كشمكش هاى سخت با طرفداران گرايش كلامى قرار مى داد ...». «مكتب سنتى كلام شيعه تا پايان دوره حضور ائمه اطهار در اواسط قرن سوم به عنوان تنها گرايش كلامى و عقلى در تشيع امامى حضور داشت. با اين همه از ميانه هاى اين قرن به بعد، آرا و نظريات كلامى معتزله به تدريج به وسيله نسل جديدى از دانشمندان كه به زودى مكتب نوين و عقل گرايى در كلام شيعه به وجود آوردند، در تشيع راه يافت. طليعه داران اين مكتب نوين، جهان بينى معتزله را در مورد عدل و صفات الهى و آزادى و اختيار انسان پذيرفتند؛ اما در عين حال، مبانى مكتب تشيع را در مورد امامت هم چنان حفظ كرده و از آن شديدا پشتيبانى مى نمودند...». «ديديم كه اكثريت مطلق دانشمندان شيعه، تا پايان قرن سوم هجرى از استدلال عقلى و اجتهاد در فقه به شدت خوددارى كرده و كار و تلاش علمى خود را در نقل و ضبط گفته هاى معصومين، در مسائل مختلف منحصر و متمركز ساخته بودند. نظر آن بود كه فرد هر چند دانشمند و در كار تحليل و نظر ورزيده باشد، شريعت قلمرو وحى است نه عقل و چون امام به مثابه منبع موثق دانش مذهبى و مرجع تفسير درست شريعت و وحى در جامعه حضور داشت، پس جايى براى ظن و تخمين و اجتهاد و اعمال نظر در خطه شرع و دين نبود». [١] سخنان بالا عارى از حقيقت و سند تاريخى است. درست بر عكس آنچه ادعا شده، شيعه به لحاظ دسترسى به امامان عليهم السلام و دانش الهى آنان، قوى ترين مكاتب كلامى، فقهى و اصولى را در همان عهد ائمه عليهم السلام به وجود آورده كه ثمرات آن در دوره هاى بعد آشكار شد.
[١] ر.ك: امين ترمس العاملى، بحوث حول روايات الكافى، ص ١٢، مؤسسة دار الهجرة، قم، چاپ اول، ١٤١٥ ق.[٢] مكتب در فرآيند تكامل، ص ٥٠، ٥٩ و ٦٠.[٣] همان، ص ٦٧.[٤] كمال الدين، ج ١، ص ٢٢.[٥] الصدوق، معانى الاخبار، ص ١٣٣، ١٣٤ و ١٣٦، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، بيروت، چاپ اول، ١٤١٠.[٦] همان، ص ١٣٠ تا ١٣٣.[٧] مكتب در فرايند تكامل، ص ١٥٢، ١٥٧، ١٦٠ و ١٧٥.[٨] از باب مثال مى توان به كتاب هاى ارزشمند شيخ صدوق رحمه الله در اين زمينه مراجعه كرد: علل الشرايع، عيون اخبار الرضا، التوحيد والامالى.[٩] ر.ك: صدر، سيد حسن، تأسيس الشيعة لعلوم الاسلام، منشورات الاعلمى، تهران؛ نيز مغز متفكر جهان شيعه، مركز مطالعات اسلامى استراسبورگ، انتشارات جاويدان، تهران.[١٠] در اين زمينه مراجعه به كتب حديثى متقدمان حقيقت را آشكار مى كند؛ از اصول كافى گرفته تا كتب كلامى ـ حديثى شيخ صدوق رحمه الله مانند توحيد و اعتقادات و كتب حديثى ـ كلامى شيخ مفيد رحمه الله و شيخ طوسى رحمه الله و... .[١١] به عنوان نمونه مى توان اثر ارزشمند مرحوم استاد شهيد مرتضى مطهرى، سيرى در نهج البلاغه، بخش دوم، با عنوان الهيات و ماوراء الطبيعه را از نظر گذراند.[١٢] به عنوان نمونه بنگريد به: تأسيس الشيعة لعلوم الاسلام، از سيد حسن صدر و مغز متفكر جهان اسلام، از مركز مطالعات اسلامى استراسبورگ و دانش مسلمين، از محمدرضا حكيمى.[١٣] به عنوان نمونه، ر.ك: الفاضل القائينى، على، علم الاصول تاريخا وتطورا، مكتب الاعلام الاسلامى، قم؛ نيز گرجى، ابوالقاسم، تاريخ فقه و فقها، سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انسانى دانشگاه ها، تهران.[١٤] مكتب در فرايند تكامل، ص ٩٨ و ٩٩.