دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٩
فصل دوم : بندهاى اذان
١٧.معانى الأخبار ـ به نقل از محمّد بن حنفيّه ـ :پيامبر صلى الله عليه و آله شبى كه به آسمان برده شد ، چون به آسمان ششم رسيد ، فرشته اى از آسمان هفتم فرود آمد كه تا پيش از آن روز ، هرگز فرود نيامده بود ، و گفت : اللّه أكبر ، اللّه أكبر . خداوند عز و جل فرمود : «من چنينم» . فرشته گفت : أشهد أن لا إله إلّا اللّه . خداوند عز و جل فرمود : «من چنينم ؛ معبودى جز من نيست» . فرشته گفت : أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه . خداوند عز و جل فرمود : «[او ]بنده و امين من در ميان خلق من است . با انتخاب او به پيامبرى ام ، او را بر بندگانم برگزيدم» . فرشته گفت : حىَّ على الصلاة . خداوند عز و جل فرمود : «نماز را بر بندگانم واجب ساختم و آن را آيينى براى خود قرار دادم» . فرشته گفت : حىَّ على الفلاح . خداوند عز و جل فرمود : «آن كه به سوى نماز روانه شد و براى خشنودى من ، بر آن مواظبت نمود ، رستگار شد» . فرشته گفت : حىَّ على خير العمل . خداوند عز و جل فرمود : «نماز ، برترين و پاك ترينِ اعمال در نزد من است» . فرشته گفت : قد قامت الصلاة . پس ، پيامبر صلى الله عليه و آله جلو قرار گرفت و پيش نماز آسمانيان شد و از آن روز ، شرافت پيامبر صلى الله عليه و آله به كمال رسيد.