دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٣
١٧٠.امام صادق عليه السلام : خداوند عز و جل پيامبرش را تربيت كرد و نيكو تربيتش كرد و چون ادب و تربيتِ او را به كمال رساند ، فرمود : «همانا تو داراى خويى والا هستى» . آن گاه ، كار دين و امّت را به او واگذار كرد تا بندگان او را تربيت و اداره كند . پس فرمود : «آنچه را كه پيامبر به شما فرمود ، به كار گيريد و از آنچه شما را از آن نهى كرد ، باز ايستيد» . پيامبر خدا ، هدايتْ شده و توفيقْ يافته بود و به وسيله «روح القُدُس» [١] تأييد و كمك مى شد . در هيچ امرى از امور اداره مردم ، دچار لغزش و خطا نمى شد ؛ چرا كه آراسته به آداب الهى بود.
١٧١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بيمارى ، تازيانه خدا در روى زمين است و با آن ، بندگانش را تأديب [و تنبيه] مى كند.
١٧٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بلا براى ستمگر ، مايه ادب است.
١٧٣.امام حسين عليه السلام : بار خدايا! با نيكى كردنت [به من] ، مرا به دام عذابت مكشان ،[٢] و با بلا ، ادبم نفرما.
١٧٤.امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعاى سحر ـ :معبود من! مرا با كيفرت ادب مفرما ، و با حيله ات ، با من مكر مكن.
١٧٥.امام باقر عليه السلام ـ در بيان داستان يعقوب عليه السلام ـ :چون پسران يعقوب ، با نامه او از نزد وى ره سپار مصر شدند ، جبرئيل عليه السلام بر يعقوب عليه السلام فرود آمد و گفت : «اى يعقوب! پروردگارت به تو مى فرمايد : چه كسى تو را به آن گرفتارى هايى كه براى عزير مصر نوشتى ، دچار گردانيد؟» . يعقوب عليه السلام گفت : تو مرا به آنها دچار ساختى تا بدين وسيله ، مرا مجازات و ادب كنى. خداوند فرمود : «پس آيا هيچ كسى جز من ، مى تواند آن گرفتارى ها را از تو دور كند؟» . يعقوب عليه السلام گفت : بار الها ، نه! خداوند ـ تبارك و تعالى ـ فرمود : « ... اى يعقوب! من يوسف و برادرش را به تو بر مى گردانم ، و مال و گوشت و خونِ از دست رفته ات را به تو باز مى دهم ، و بينايى ات را به تو بر مى گردانم ، و پشتت را راست مى كنم . خوش باش و شاد . اين كارها كه با تو كردم ، براى تأديب تو بود . پس ادبم را بپذير» .
[١] مراد از روح القُدُس ، جبرئيل است كه در قرآن ، از او به «روح الأمين» (شعرا: آيه ١٩٤) نيز ياد شده و پاكىِ او از هر گونه خطا و آلودگى و گناه و گم راهى ، سبب ناميده شدن او به روح القدس است . (الميزان فى تفسير القرآن : ج ١٢ ص٣٤٧) . [٢] واژه «استدراج» كه در متن عربى آمده، به اين معناست كه : هر گناهى كه بنده مرتكب مى شود ، خداوند به او نعمتى دهد و استغفار را از ياد او ببرد . يا اين كه : او را اندك اندك به دام اندازد و ناگهان و يك باره ، مجازاتش نكند.