دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٧
٢٨.الكافى ـ به نقل از على بن حَكَم، در باره دعبل بن علىاو به خدمت امام رضا عليه السلام رسيد . امام امر كرد تا چيزى (صله) به او بدهند . دعبل آن را گرفت؛ اما سپاس خداوند نگفت . امام عليه السلام به او فرمود : «چرا سپاس خداوند را به جا نياوردى؟!» . دعبل گفت: بعدا خدمت امام جواد عليه السلام رسيدم و او دستور داد چيزى (صله اى) به من بدهند . من گفتم : خدا را سپاس . امام عليه السلام فرمود : «ادب را به جا آوردى».
٢٩.التفسير المنسوب إلى الإمام العسكرى عليه السلام : امير مؤمنان عليه السلام فرمود : « «دو گواه از مردانتان» [يعنى ]از مسلمانانِ عادل و آزادتان [نه برده] » . فرمود : «آنان را گواه بگيريد تا از اين طريق ، هم طَلَب ها و اموالتان را حفظ كنيد و هم ادب و سفارش خداوند را به كار ببنديد ؛ زيرا در اين دو (ادب و سفارش خداوند) ، سود و بركت است ، و بر خلاف آنها عمل نكنيد كه آن گاه كه پشيمانى سودتان نمى بخشد ، پشيمان خواهيد شد» .
٣٠.امام على عليه السلام ـ در ديوان منسوب به ايشان ـ :به ادب و تربيت نفس خود پرداختم و براى آن ادبى بهتر از پروامندى از خدا نيافتم ، در تمام حالاتش . و اگر از پس اين امر بر نيامد ، براى آن نيافتم ادبى بهتر از دم فرو بستن از دروغ و از غيبت كردن از مردم، كه غيبت از مردم را خداوند شكوهمند ، در كتاب هايش حرام كرده است . اگر سخن تو ـ اى نفس نقره باشد ، سكوت طلاست.ر . ك : ص ٢١٩ (ادب / فصل يكم / برترين ادب ها) .