دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣
٦٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداى متعال به پيامبرى از پيامبران وحى فرمود كه : «به فلان عابد بگو : تو با زهدت نسبت به دنيا ، در آسايش خودت شتافتى ، و با روى كردنت به من ، مايه عزّت خودت را فراهم آوردى . پس براى حقّى كه من بر تو دارم ، چه كردى؟» . [آن عابد] گفت : پروردگارا! تو را بر من چه حقّى است؟ فرمود : «آيا به خاطر من با دشمنى، دشمنى ورزيده اى و يا به خاطر من با دوستى ، دوستى ورزيده اى؟» .
٦٦.جامع الأخبار : خداى متعال به موسى عليه السلام وحى كرد : «آيا هرگز براى من كارى كرده اى؟» . گفت : معبودا! من براى تو نماز خواندم ، روزه گرفتم ، صدقه دادم و ذكر تو را گفتم . خداوند فرمود : «نماز براى تو ، بُرهان است و روزه ، حفاظ و صدقه ، سايه و ذكر ، نور . چه عملى را براى من كردى؟» . موسى عليه السلام گفت : مرا به عملى كه مخصوص توست ، راه نمايى فرما. خداوند فرمود : «اى موسى! آيا هرگز به خاطر من با دوستى ، دوستى كرده اى و آيا به خاطر من با دشمنى ، دشمنى ورزيده اى؟». پس موسى عليه السلام دانست كه محبوب ترين اعمال ، دوست داشتن به خاطر خدا و دشمن داشتن به خاطر خداست.
٢ / ٦
مدد گرفتن از خدا در دوست داشتن كسى كه خدا دوستش دارد
٦٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بار خدايا! ما را ره نما و ره يافته قرار ده ، نه گم راه و گم راه كننده . با دوستانت آشتى و با دشمنانت دشمن قرارمان ده و چنان كن كه به واسطه دوستى تو ، كسى را كه دوستت مى دارد ، دوست بداريم و به خاطر دشمنى تو ، كسى را كه با تو مخالف است ، دشمن بداريم .