دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٧
٢١٨.سنن الترمذى ـ به نقل از ابن عمر ـ :پيامبر خدا ، ميان يارانش برادرى افكند . پس على عليه السلام با دو چشم گريان آمد و گفت : اى پيامبر خدا! ميان يارانت برادرى افكندى ؛ امّا مرا با هيچ كس ، برادر قرار ندادى؟ پيامبر خدا به او فرمود : «تو برادر من در دنيا و آخرت هستى» .
٢١٩.فضائل الصحابة، ابن حنبل ـ به نقل از عمر بن عبد اللّه ، از پدرش ، از جدّش ـ :پيامبر صلى الله عليه و آله ميان مردم (مسلمانان) برادرى افكند و على عليه السلام را وا نهاد، تا اين كه آخر از همه باقى مانْد و كسى را نديد كه با او برادر شود . گفت : اى پيامبر خدا! ميان مردم ، برادرى افكندى و مرا وا نهادى؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «چرا فكر مى كنى تو را وا نهاده ام؟ من ، تو را براى خودم گذاشته ام! تو برادر منى و من ، برادر تو ام . پس اگر كسى در اين باره با تو بحث كرد ، بگو : من ، بنده خدا و برادر پيامبر او هستم . از اين پس ، هر كه چنين ادّعايى كند ، قطعا دروغگوست» . «برادرانى كه بر تخت هايى ، رو به روى يكديگر نشسته اند» [و افزود:] «براى خدا يكديگر را دوست مى دارند و به هم مى نگرند» .