دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٩
٤٠٧.أعلام الدين : روايت شده است كه زين العابدين[ عليهماالسلام] وارد مسجد الحرام شد و حسن بصرى را در حالى ديد كه گروهى از مردم به دور او گِرد آمده اند و او مشغول موعظه آنان است ، و معروف بود كه او طبق رأى معتزله ، معتقد است كه هر كس مرتكب گناه كبيره شود ، در آتش ، جاودانه است . زين العابدين به او فرمود : «فلانى ! آيا بر حالتى هستى كه با وجود آن ، راضى به مرگ خود باشى ؟» . حسن بصرى گفت : نه . فرمود : «آيا اطمينان دارى كه تا زمانى كه فرصت توبه داشته باشى ، ماندگار خواهى بود ؟» . گفت : نه . فرمود : «آيا هنگام مرگ ، درنگى هست ؟» . او در پاسخ امام عليه السلام گفت : نه . آن گاه [امام عليه السلام ] به او فرمود : «آيا پس از مرگ ، عملى هست ؟» . گفت : نه . فرمود : «پس خود را موعظه كن و مردم را وا گذار تا به دور اين خانه كه از راه دور به سوى آن آمده اند ، به طواف بپردازند» .
٤٠٨.امام باقر عليه السلام : در حكمت آل داوود آمده است : اى پسر آدم ! چگونه به هدايتْ زبان مى گشايى ، در حالى كه خود از هلاكت ، بيدار نمى شوى ؟ !