دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٠
ولايت الهى براى او مقدَّر گرديده ـ ، مورد محبّت سرشار پدر و مورد رَشك و آزار برادران قرار مى گيرد و خداوند، او را به اين محبّت و رشك، مى آزمايد و اين، سرآغازى براى ابتلائات بعدى يوسف مى شود . يوسف را به چاه مى افكنند و به عنوان برده در معرض فروش مى گذارند و پس از ساليان دراز بردگى ، تنها به جرم تقوا و پاك دامنى، سال ها به زندان مى افتد ؛ ليكن در سنّت تغييرناپذير الهى ، اين ابتلائات بزرگ، مقدّمه نعمت هاى بزرگ است و بدين سان، يوسف صدّيق و پاك دامن ، با روسفيدى و افتخار، از زندان بيرون مى آيد و عزيز مصر مى گردد ، تا اين قدرت و مكنت بسيار. زمينه اى براى نفى بت پرستى و رونق يافتن توحيد و اقامه ارزش هاى توحيدى گردد . از ابتلائات ياد شده يوسف عليه السلام در قرآن كريم ، مى توان موارد زير را برشمرد : ١ . متهم شدن به دزدى، [١] ٢ . حسادت و جفاى برادران و توطئه آنان براى قتل او ، [٢] ٣ . جدايى از پدر و خاندان، [٣] ٤ . تحمّل سال هاى بردگى ، [٤] ٥ . مبارزه با نفس و وسوسه هاى شيطان و خواهش توأم با سماجت و فشار و آزار همسر عزيز مصر و ساير زنان درباريان ، [٥] ٦ . تحمّل بهتان خيانت به ناموس عزيز مصر ، [٦]
[١] الكافي ، ج ٦ ، ص ٤٣٥ ، ح ٢٥ . [٢] ر.ك: يوسف : آيه ٧٧ . [٣] ر.ك: يوسف : آيه ٥ ـ ١٥ . [٤] ر.ك: يوسف : آيه ٢١ . [٥] ر.ك: يوسف : آيه ٢١ . [٦] ر.ك: يوسف : آيه ٢٣ ـ ٢٤ .