دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣٣
درآمد
بلا و ابتلا ، در لغت
واژه هاى «بلاء» و «ابتلاء» ، مصدر از ريشه «بلو» يا «بلى» و به معناى امتحان و آزمايش اند . ابن منظور در اين باره نوشته است : بَلَوتُ الرَّجُلَ بَلوا وَ بَلاءً وَ ابتَلَيتُهُ : اِختَبَرتُهُ ، وَ بَلاهُ يَبلوهُ بَلوا : إذا جَرَّبَهُ وَ اختَبَرَهُ . [١] [جمله] «بَلَوتُ الرَّجُلَ بَلوا وَ بَلاءً وَ ابتَلَيتُهُ ، يعنى او را آزمودم . گفته مى شود : «بَلاهُ يَبلوهُ بَلوا» ، هر گاه شخص را آزموده و امتحان كرده باشد . امّا ابن فارس بر اين باور است كه ريشه «بلاء»، داراى دو معناست : يكى كهنه شدن چيزى و ديگرى نوعى آزمايش . متن گفته او اين است : الباءُ وَ اللّامُ وَ الواوُ وَ الياءُ ، أصلانِ : أحَدُهُما إخلاقُ الشَّى ءِ ، وَ الثّانى : نَوعٌ مِنَ الاِختِبارِ ، وَ يُحمَلُ عَلَيهِ الإِخبارُ أيضا . [٢] بلوى، دو اصل است : يكى فرسوده كردن چيز ، و ديگرى، گونه اى از آزمودن است . براى خبر دادن هم به كار مى رود . راغب در المفردات، بدين سان، دو معناى ياد شده را به هم پيوند داده است :
[١] لسان العرب : ج ١٤ ص ٨٣ مادّه «بلو» . [٢] معجم مقاييس اللغة : ج ١ ص ٢٩٢ مادّه «بلوى» .