دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٣
٣٦٨.زاد المعاد ـ به نقل از ابن قيّم جوزى ـ :[پيامبر خدا] ، هماره به مقتضاى نياز و مصلحت مخاطبان ، خطابه ايراد مى كرد .
٣٦٩.امام على عليه السلام : وقتى براى گفتار ، زمان مناسبى نمى بينى ، سخن مگو .
٣٧٠.امام على عليه السلام : به سان طبيبِ مداراگر باش كه دوا را در آن جايى كه سود بخشد ، مى نهد .
٣٧١.امام حسين عليه السلام ـ به ابن عبّاس ـ :اى ابن عبّاس ! در آنچه سودى به تو نمى بخشد ، سخن مگو ، كه من مى ترسم گناهى بر دوش تو باشد ؛ و بدانچه سود مى بخشد ، تنها هنگامى سخن بگو كه براى گفتار ، فرصت را مناسب مى بينى . بسا گوينده اى كه به حقْ سخن گويد ؛ امّا مورد نكوهش قرار گيرد !
٣٧٢.امام صادق عليه السلام : بدانچه به تو مربوط نيست ، زبان مگشا ، و بسيارى از كلام مربوط به خودت را هم وا گذار ، مگر آن كه فرصت را براى آن مناسب بيابى . اى بسا گوينده اى كه مفيد و به حقْ سخن مى گويد ؛ امّا چون به جايش نيست ، به زحمت مى افتد .
٣٧٣.امام صادق عليه السلام ـ به يارانش ـ :از من گفتارى بشنويد كه براى شما از شتران سياه مو [١] بهتر است : هيچ كس بدانچه سودش نمى بخشد ، و در آن جا كه مفيد است ، بسيارى از گفتار را وا نهد ، مگر آن كه زمانِ مناسب بيابد . بسا گوينده اى كه نابه جا سخن مى گويد و با گفتارش بر خود جفا مى كند .
[١] اَدْهَم ـ كه در متن عربى حديث به كار رفته ـ ، به معناى سياه است و در باره اسب و شتر و جز اينها گفته مى شود . عرب مى گويد : «شاهِ اسبان ، سياه آن است» . اين تعبير را در باره شتر ، وقتى به كار مى برند كه رنگ خاكسترى آن ، سفيدى اش را از ميان برده باشد و در باره شتر بچّگان ، وقتى كه به رنگ سُرخ خالص باشند . واژه «موقّفه» ـ كه در متن عربى به كا رفته ـ نيز به چارپايى گفته مى شود كه در پاهايش خطوط سياه باشد (لسان العرب : ج ١٢ ص ٢٠٩ ـ ٢١٠ و ج ٩ ص ٣٦٢) .