دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧١
٣٦٣.مسند ابن حنبل ـ به نقل از قيس بن ابى هازم ، از پدرش ـ :پيامبر صلى الله عليه و آله در حالى كه سخنرانى مى كرد ، مرا ديد كه ميان آفتابم . فرمان داد تا جايم را به سايبان تغيير دادم .
٣٦٤.صحيح البخارى ـ به نقل از عكرمه ، از ابن عبّاس ـ :براى مردم در هر جمعه تنها يك بار سخن بگو ، و اگر اصرار دارى ، [فقط] دو بار باشد ، و اگر بيشتر مى خواهى ، [فقط ]سه بار باشد و با اين قرآن ، ملامت مردم را فراهم نكن . مبادا نزد گروهى بروى و در حالى كه در حال گفتگو هستند ، سخن آنان را ببُرى و با سخن گفتنت موجب خستگى آنان بشوى ؛ بلكه خاموش بمان و هر گاه از تو خواستند ، برايشان سخن بگو ، كه در اين صورت ، بِدان مشتاق خواهند بود ، و در دعا از آهنگين گويى [متكلّفانه] اجتناب كن . من با پيامبر خدا و ياران وى هم روزگار بودم و نديدم كه جز اين ، رفتار كنند .
٣٦٥.امام على عليه السلام ـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ :هر كس كه براى سخن تو نشاط نشان نمى دهد ، زحمت شنيدن سخنت را از او بردار .
٣٦٦.امام على عليه السلام : دل ها داراى ميل ، اقبال و اِدبارند . شما از ره گذر ميل و اقبال آنها ، بِدانها راه يابيد ، كه دل ، اگر به كارى وادار شود ، كور مى شود .
٦ / ٩
مراعات مقتضاى حال
٣٦٧.امام على عليه السلام ـ در توصيف پيامبر صلى الله عليه و آله ـ :طبيبى بود در گردش . مرهم هاى خود را به محكمى به كار مى بست ، و داغ هاى خود را به جا مى نهاد ، و هر آن جا كه نياز بود ، به كار مى بست ، اعم از : دل هاى كور و گوش هاى كر و زبان هاى نا گويا . با دواى خود ، در پى جايگاه هاى غفلت و مكان هاى سرگردانى مى گشت .