جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٨ - نظريه محمد عبده
از اطلاق كلمه موجد و خالق بر غير خدا پرهيز مى كند و حال آن كه در گذشته دانستيم كه خود قرآن، مسيح را خالق به اذن اللّه مى داند.
آرى تفتازانى[١] از كتاب ارشاد امام الحرمين نظريه ديگرى را نقل كرده است كه درست در نقطه مقابل نظريه اى است كه شهرستانى از او نقل نمود، و اگر هر دو نسبت صحيح باشد بايد بگوييم كه وى در مسأله «خلق افعال» در زندگى علمى خود، دو نظريه متضاد ابراز نموده است.
نظريه محمد عبده[٢]
شيخ محمد عبده در رساله توحيدى خود كه آن را در سال ١٣٠٣ هجرى قمرى در تبعيد به بيروت نگاشته است همان نظريه ابوالمعالى را با بيان خاص خود پرورش داده و در پايان بحث نيز يادى از او نموده است و معترضان به نظريه او را به باد انتقاد گرفته است و فشرده سخن او اين است:«هر انسانى كه از نظر خرد و حواس، هستى خود را درك مى كند بى شك اين را نيز درك مى كند كه او منشأ يك رشته افعال اختيارى است، به گواه اين كه نتايج هر فعلى را با خرد خود سنجيده و اندازه گيرى مى كند، آنگاه با توان و قدرت خود به آن وجود مى بخشد و وظيفه بنده خدا در مقابل نعمت هاى بيكران خدا اين است كه آنها را در جايى مصرف كند كه براى آن آفريده شده است و
[١] شرح مقاصد، ج٢،ص ١٢٦. [٢] محمد عبده از شخصيتهاى قرن چهاردهم اسلامى است كه در سال ١٢٦٦ ديده به جهان گشود و در سال ١٣٢٣در مصر درگذشت و آثار گرانبهايى كه از آن جمله شرح بر نهج البلاغه و رساله توحيد مى باشد، از خود بر جاى گذاشت(الاعلام، ج٦،ص ٢٥٢).