يكصد درس زندگى از امام على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٢
نكتهها و پيامها ١- تشبيه حكومت با عناصر فاسد و رهبران ناشايست، به آب متعفّن و غذاى آلوده و گلوگير شده، بر اين مفهوم اصرار دارد كه حكومت براى جوامع بشرى چون آب و غذا براى جاندار است كه امرى است ضرورى و فاقد آن فاقد حيات است ولى حكومت با عناصر فاسد و نالايق به آب آلودهاى مىماند كه هر كس از آن بهره گيرد متضرر مىشود و سلامتى خود را به خطر مىافكند.
٢- هم چنان كه قانون عليّت در نظام هستى يك اصل عقلانى و همگانى و بديهى است و در همه مظاهر عالم جريان دارد. در مسائل اجتماعى و سياسى و در فلسفه تاريخ نيز اصل علّيت و قانونمندى حاكم است؛ مثلًا براى بر خوردارى از لذت ميوه بايد صبر پيشه كرد و ماهها را پشت سر نهاد تا وقت چيدن آن برسد و گرنه چيدن و خوردن ميوه نارس حتى دهان را تلخ مىكند! صبر و تحمل تلخ و ناگوار على عليه السلام براى به دست گرفتن حكومت در مدت طولانى، تحمل طبيعى كشاورز براى ميوه چيدن بود كه به ناچار در چهار چوب سنت اجتماعى و قانونمندى تاريخ تا پايان حكومت خليفه سوم بايد به انتظار رسيدن موقعيت و زمان خاصّ آن مىنشست. زيرا اين افراد ساده لوح هستند كه پيش از سپرى شدن مقدمات لازم، منتظر نتيجه مىنشينند و هنگام كشت زنبيل به دست براى چيدن ميوه مىروند.
٣- از جمله «او استسلم فاراحَ» به روشنى بر مىآيد كه آن حضرت، قدرت كافى و بال و پر لازم براى پرواز در فضاى حكومت نداشت به