يكصد درس زندگى از امام على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٨
كنم، مدارش سرگردان مىشود و سنگ زيرين آن به لرزش درمىآيد.
نكتهها و پيامها ١- زمامدار و رهبر جامعه جز در موارد لازم، نبايد راهى جبهه جنگ شود زيرا گاهى اشراف بر امور جنگ و پشتيبانى آن نيازش به او بيشتر است تا حضور مستقيم در ميدان نبرد و مباشرت در جنگ.
٢- از اين گفتار امام، قاعده و اصل اجتماعى و فقهى «الْاهَمُّ فَالْاهَمَّ» را مىتوان استفاده كرد. يعنى هر جا كه حضور امام اهميت دارد به ناچار حضور مىيابد؛ مانند جنگ صفّين، جَمَل و نهروان؛ و اگر در پشت جبهه ماندن لازم باشد در آنجا باقى مىماند.
(٦٨)
. جدّى گرفتن هشدارهاى رهبرى . «... فَقُلْتُ لَكُمْ، هذا امْرٌ ظاهِرُهُ ايمانٌ، وَ باطِنُهُ عُدْوانٌ وَ اوَّلُهُ رَحْمَةٌ وَ اخِرُهُ نَدامَةٌ فَاقيمُوا عَلى شَأْنِكُمْ وَ الْزَمُوا طَريقَتَكُمْ وَ عَضُّوا عَلَى الْجِهادِ بِنَواجِذِكُمْ وَ لا تَلْفِتُوا الى ناعِقٍ نَعَقَ.» «١» [در جوّى كه خوارج در انكار حكومت پافشارى مىكردند امام عليه السلام، به اردوگاهشان رفت و همه را فراخواند و مردم را ندا داد كه: «دم فرو بنديد و نه تنها با گوش كه با قلبهايتان نيز سخنانم را بشنويد! در اين ميان از هر كه گواهى خواستم، به اندازهى دانش و آگاهىاش گواهى دهد. پس آن گاه