يكصد درس زندگى از امام على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٧
(٥٦)
. مردم سالارى در حكومت اسلامى . «وَلْيَكُنْ احَبُّ الْاموُرِ الَيْكَ اوْسَطَها فِى الْحَقِّ وَ اعَمَّها فِى الْعَدْلِ وَ اجْمَعَها لِرِضَى الرَّعيَّةِ، فَانَّ سُخْطَ الْعامَّةِ يُجْحِفُ بِرَضَى الْخَاصَّةِ وَ انَّ سُخْطَ الْخاصَّةِ يُغْتَفَرُ مَعَ رِضَى الْعامَّةِ» «١» و بايد براى تو پسنديدهترين كارها همان باشد كه در حق، ميانهترين، در عدل فراگيرترين و در جلب رضايت مردم، گستردهترين است؛ زيرا خشم عموم، رضايت خواص را از بين مىبرد و خشم خواص با خشنودى همگان بخشوده مىشود.
توضيح ١- حاكم و زمامدار بايد در امور كشورى و در اجراى سياستهاى جارى، اعتدال را رعايت و در احياى حقوق، توازن برقرار كند؛ يعنى بهگونهاى عمل نمايد كه هر انسانى به حق خود بهرسد بىآنكه به حقوق و حدود ديگران تجاوز كند، در كارها و تصميمها، تصويب قانون و بخشنامه، تأمين اعتبار و تعيين هزينه بايد به آثار فراگير و مردمى آن توجه كرد. آنچه به حال توده مردم نزديكتر است در نظر گرفت نه رضايت قشر معدود جامعه را. زيرا توده مردم همواره پشتيبان دين و حكومتند و سپرى