يكصد درس زندگى از امام على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٥
(٥٥)
. رهبر و ملّت، دو ركن حكومت . «فَلَيْسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِيَّةُ الَّا بِصَلاحِ الْوُلاةِ، وَ لا تَصْلُحُ الْوُلاةُ الَّا بِاسْتِقامَهِ الرَّعِيَّةِ فَاذا أَدَّتِ الرَّعِيَّةُ إِلَى الْوالى حَقَّهُ وَ ادَّى الْوالى الَيْها حَقَّها عَزَّ الْحَقُّ بَيْنَهُمْ وَ قامَتْ مَناهِجُ الدّينِ وَاعْتَدَلَتْ مَعالِمُ الْعَدْلِ وَ جَرَتْ عَلَى اذْلالِها السُّنَنُ.» «١» ملّت سامان نيابد مگر با اصلاح زمامداران، و زمامداران اصلاح نشوند جُز با رو به راه بودن ملّت. پس هر گاه ملّت حق والى را بپردازد و زمامدار نيز حقوق ملّت را پاس دارد، حق در ميانشان شكوه يابد، راههاى دين استوار گردد، شناسههاى عدالت راست شود و سنّتها در روندى فراخور جريان يابد.
نكتهها و پيامها ١- زمامدار و پيشواى يك ملّت به آنها روح زندگى مىدمد و جامعه با رهبر جان گيرد. جامعه بىرهبر چون صفرهاى زيادى است كه تا عدد صحيح قبل از آنها قرار نگيرد معنا نمىيابند و بر رقم خاصى دلالت نمىكنند. همچنين آحاد مردم اگر در كنار هم نباشند و دور يك مدار نگردند و از زعيم خود فرمان نبرند و از وى پشتيبانى نكنند، زمينه زع يكصد درس زندگى از امام على(ع) ١١٢ رنگناپذيرى در سياستهاى دينى ص : ١١١ امت و خدمت را از او مىگيرند و ابزار و ابتكار عمل را از دست وى مىستانند