يكصد درس زندگى از امام على(ع) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٣
نكتهها و پيامها ١- شناخت حقيقت مرگ: مرگ در حقيقت پل ارتباط انسان از نشئهاى به نشئهاى ديگر است. تعويض لباس مادى است به لباس ديگر. و مسافرتى است از محلى به محل ديگر. از امام زينالعابدين عليه السلام سؤال شد؛ مرگ چيست؟ فرمود:
«لِلْمُؤْمِنِ كَنَزْعِ ثِيابٍ وَ سِخَةٍ قُمَّلَةٍ وَ فَكِّ قُيُودٍ وَ اغْلالٍ ثَقيلَةٍ وَ الْاسْتِبْدالِ بِافْخَرِ الثِّيابِ وَ اطْيَبِها رَوائِحَ وَ اوْطَىءِ الْمَراكِبِ وَ انَسِ الْمَنازِلِ. وَ لِلْكافِرِ كَخَلْعِ ثِيابٍ فاخِرَةٍ وَ النَّقْلِ عَنِ الْمَنازِلِ الْانْيسَةِ وَ الْاسْتِبْدالِ بِاوْسَخِ الثِّيابِ وَ اخْشَنِها وَ اوْحَشِ الْمَنازِلِ وَ اعْظَمِ الْعَذابِ.» «١» براى مؤمن همانند كندن لباس چركين پرشپش و باز كردن و شكستن بندها و زنجيرهاى سنگين و به جاى آن، پوشيدن فاخرترين و خوشبوترين لباسها و سوار شدن راهوارترين مركبها و وارد شدن به مأنوسترين منزلها و براى كافر مانند كندن جامههاى فاخر و منتقل شدن از منزلهاى مأنوس و زيبا و پوشيدن لباسهاى چركين و زبر و رفتن به جايگاههاى وحشتآفرين و بزرگترين عذاب است.
٢- ثمره و نشانه ياد مرگ: زندگى انسان بهطور طبيعى آميخته با غفلتهاست، گاهى اشتغالات فكرى و مشكلات زندگى چنان انسان را در خود فرو مىبرد كه غافل از دوران جوانى يكباره خود را در سنين پيرى مىيابد. ولى فكر و ذكر مرگ اين فرصت را به انسان مىدهد تا مقدارى به