دين پژوهى

دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٩٧

انسان و معاضدت و معاونتش با «شريعت وحيانى» را در حل معضلات فردى و اجتماعى آشكار شود و هم اين كه روشن گردد اساساً عقل دينى به چه معناست، (هر چند ممكن است بخشى از آن تكرار مباحث گذشته مى‌باشد.) عقل انسانى در پرتو ارشادها، هدايت‌ها و تعاليم وحى الهى اسلام به آن چنان رشد، بالندگى و شكوفايى رسيد كه- اگر نگوييم در رتبه و اعتبار شريعت وحيانى قرار گرفته، حداقل- به منزلت و اعتبار بسيار بالايى دست يافته است.
اين عقل نه تنها همانند عقلانيت مدرن غربى همنشين حس و تجربه نيست، بلكه روح تعاليم اسلامى را تشكيل داده و رسالت پيامبرى- پيامبر درونى- پيدا كرد و تحت عنوان «عقل دينى» يا «شريعت عقلانى» در تكاپو است تا همراه با «شريعت وحيانى» به آرمان متعالى انسان‌هاى مؤمن و موحد، يعنى رسيدن به «حيات معقول» و يا «حيات طيبه قرآنى»، «١» تحقق خارجى ببخشد.
دين پژوهى ١٠٣ فصل سوم: علم و دين ص : ١٠١ بر اين اساس، عقل دينى در يك تقسيم و رويكرد، به دو بخش و قسمت عمده و مهم «عقل معاد» و «عقل معاش» تقسيم مى‌شود. مراد از عقل معاد، عمدتاً انديشه‌هاى عقلانى مربوط به ساحت‌هاى ماورايى و متافيزيكى و نيز امور دينى- معنوى است. اين عقل همان است كه در روايت مشهور از امام صادق (ع) چنين توصيف شده كه «با آن خدا پرستش مى‌شود و بهشت به دست مى‌آيد». «٢» ولى مراد از عقل معاش در منابع روايى ما، «٣» انديشه‌هاى عقلانى مربوط به زندگى اين دنيا و چاره انديشى درباره معضلات و مشكلات زندگى و تدبير امور جارى حيات مادى هماهنگ با قوانين شرعى و سازگار با آن است، تا حيات آرمانى «حيات معقول» و «حيات طيبه قرآنى» تحقق عينى يابد.
به دليل نقش حساس و تعيين كننده عقل در زندگى دنيوى و در تدبير امور مربوط به آن است كه امام على (ع) فرمود:
لا عَقْلَ كَالتَّدْبيرِ. «٤» هيچ عقل و انديشه‌اى مانند (انديشه و) چاره جويى در امور زندگى نيست.