دين پژوهى

دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٨٤

واژه قداست از قدس به معناى طُهْر و طهارت است، طهارت و پاكيزگى از عيب و نقص و پليدى. تقديس نيز به معناى تطهير الهى است از اين رو، كلمه قداست بيش‌تر به طهارت معنوى نظر دارد تا پاكيزگى جسمانى، گرچه طهارت و پاكى جسمانى و ظاهرى را نيز شامل مى‌شود. واژه قدس و قداست در قرآن كريم و روايات براى بسيارى از موجودات و مكان‌ها و چيزها به كار رفته است. «١» قداست كاربردهايى دارد كه برخى از آن‌ها چنين‌اند:
١- سودمندى براى بشر، چنان كه هر امتى دانشى نافع به حال خود را مقدس مى‌شمرد و دانشمندان آن علم را تقديس و تكريم مى‌كند.
٢- حجيّت در مقام عمل، مانند آنچه در فقه و اصول فقه مطرح است كه فلان ظن حجت يا فلان دليل ظنى واجد حجيت مى‌باشد. مراد از قداست در اين موارد حجيت در مقام عمل و اجراى دستورات دينى است.
٣- نقد ناپذيرى، دين و شريعت به اين معنا مقدس است؛ چون حق و خالص است و شائبه بطلان در آن راه ندارد؛ كامل و صحيح است و احتمال نقص و عيب در آن نيست.
٤- محور ايمان و اسلام بودن، يعنى آنچه قبول آن پايه ايمان بوده و انكار آن موجب كفر است.
از كاربردهاى فوق آنچه در باب معرفت دينى مورد بحث و گفت و گو است، معناى چهارم است؛ زيرا كاربردهاى ديگر را كسى انكار نكرده است. چنان كه صاحب نظريه قبض و بسط نيز آن‌ها را پذيرفته است و اگر درباره آن‌ها بحثى مطرح باشد، مربوط به معرفت‌هاى درجه اول است نه بحث معرفت‌شناسى كه از معرفت‌هاى درجه دوم است.
قداست معرفت دينى از منظر معرفت‌شناسى‌ معرفت‌شناسى كه از بيرون درباره علوم اسلامى اظهار نظر مى‌كند، مى‌بيند كه بسيارى از آنچه در ميان عالمان دين و در حوزه‌هاى مربوط به اصول دين، فروع دين، اخلاق، سيره‌