دين پژوهى

دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٦٥

ديدگاه حداقلى‌ درباره مقدار توانمندى دين در برآوردن انتظارات انسان ديدگاه ديگرى وجود دارد كه از آن به «ديدگاه اقلى» ياد مى‌شود. خاستگاه اين ديدگاه غرب است و عده‌اى از نويسندگان روشنفكر داخلى نيز به آن پايبند شده‌اند.
گروندگان به اين ديدگاه بر اين باورند كه «شرع درباره مسائل مورد نياز بشر در زمينه‌هاى مختلف: قانون، اخلاق، خداشناسى، اقتصاد، حكومت، تجارت و غير آن، حداقل لازم را در بر دارد و حداقل معلومات را به ما مى‌دهد.» «١» بر اساس اين ديدگاه، دنيا و آخرت از هم جدايند، دين براى آبادانى آخرت انسان آمده است و هدف دين منحصر در آخرت و بهشت است. دين، كار دنيا را به دنيا داران و عقلا سپرده است و حوزه فعاليتش را در اصلاح روابط شخصى انسان با خدا قرار داده است.
پيامبران نيز در همين راستا مبعوث شده‌اند و به سراغ دنياى مردم نرفته، در اين جهت قدمى بر نداشته و حكومتى تشكيل نداده‌اند.
خلاصه آن كه، قلمرو دين محدود است. دنيا و آخرت، ديانت و سياست از هم جدايند و دين در آوردن همه نيازها و انتظارات انسان ناتوان است. چاره‌اى نداريم جز اين كه حوزه فعاليت دين را منحصر در آخرت بدانيم و براى دنياى خود فكر ديگرى بكنيم و از عقل بهره‌مند گرديم. در كار آخرت سراغ دين، ولى در كار دنيا سراغ عقلانيت برويم؛ چرا كه حوزه عمل دين و عقل نيز از هم جداست.
نقد برخى از مدعيات اين ديدگاه به طور فهرست‌وار عبارت است از:
«هدف بعثت انبيا و جهت‌گيرى اصلى آنها براى آخرت بود نه آباد سازى دنيا.»، «انبيا براى تشكيل حكومت اقدام نكرده‌اند»، «اگر دين براى آبادسازى دنيا آمده باشد باعث مى‌شود كه مؤمنان به دين، درباره دنيايشان فعاليت و تدبير نكنند و در پى چاره‌جويى مشكلات فزاينده زندگى دنيوى برنيايند.»، «در همه عصرها نمى‌توان با دين زندگى كرد، چرا كه دين جامعيت‌