دين پژوهى

دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ١٢٨

ولى از توضيحى كه نويسنده درباره نحله‌ها و مفاهيم اخلاقى مى‌دهد، روشن مى‌شود كه مراد از زندگى مورد نظر او، نوع اول يا حداقل تركيبى از اين دو جنبه است ولى غلبه با جنبه اول- حيات طبيعى- است؛ زيرا سخن از تحول ارزش‌ها در بحث توسعه و مدرنيته در جهان جديد است؛ اما آيا براستى مى‌توان با چنين رويكردى به ارزيابى معارف دينى پرداخت و واقع بينانه و منصفانه درباره‌اش داورى كرد؟! خلط ميان اخلاق دينى و اخلاق سكولار نيز از سخنان نويسنده درباره اخلاق به دست مى‌آيد كه ميان اخلاق دينى و اخلاق سكولار تفاوتى قائل نشده و در نتيجه، احكام مربوط به اخلاق سكولار را درباره اخلاقِ مطرح در دين جارى دانسته است؛ در حالى كه اخلاق دينى با اخلاق سكولار تفاوت‌هاى فاحشى دارد. برخى از اين تفاوت‌ها عبارت است از:
١- در اخلاق سكولار، مرجعيت و وثاقت هيچ منبعى، جز خود انسان پذيرفته نيست و عقل سكولار شده بشر منبع و مرجع نهايى ارزش گذارى اخلاقى است. چنان كه خود نويسنده به آن اذعان كرده مى‌گويد: «اخلاق از وقتى كه حسن و قبح ذاتى مطرح شد بى‌نياز از خدا شد و ارزش‌ها به ذات افعال راجع شد نه به رد و قبول خداوند ... اخلاق سكولار ...
اخلاق را عارى و فارغ از انديشه خدا كرده ... و ديگر از بدى و خوبى فاعل و پليدى و پاكى فعل دم نمى‌زند و فقط از سود و زيان افعال سخن مى‌گويد و چنين بود كه تفكر سكولار، يعنى تبيين مستقل امور اخلاق و طبيعى، بدون توسل به حضور خداوند، متولد و مستقر ش دين پژوهى ١٣٣ اخلاق و جاودانگى ص : ١٣٢ د.» «١» اما در اخلاق دينى، از عقل به عنوان شريعت عقلانى و از نقل (كتاب و سنّت) به عنوان شريعت وحيانى براى ارزش‌گذارى كمك گرفته مى‌شود و به اصطلاح ملاك حسن و قبح افعال مجموع عقل و نقل به عنوان دين الهى است. نه خصوص عقل، چنان كه پيروان عقل و اخلاق سكولار مى‌گويند و نه خصوص شرع، چنان كه اشاعره از اهل سنّت مى‌گويند.