دين پژوهى

دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ١١٥

داشت، بيش‌تر شد و مخالفت با اهل فكر و نظر و تعقل به طور جدى پى‌گيرى گرديد و از زمان او بود كه جدل، مناظره، تبادل افكار و تضارب آرا بكلى ممنوع و به شدت از آن جلوگيرى مى‌شد و در نتيجه جبرى‌گرى، دگم‌انديشى و ظاهرگرايى به نقطه اوج خود رسيد.
اما در ايران، عامل ديگرى «١» نيز وجود داشت كه در ترويج و گسترش اشعرى‌گرى و انحطاط علوم عقلى نقش مهمى ايفا مى‌كرد و آن حاكميت سلسله‌هايى از قبيل غزنويان، سلجوقيان و تركان بود كه سخت تحت تأثير اشعرى‌مسلكى و تعصبات خشك مذهبى بوده و با هر نوع مباحث عقلى و فلسفى و نيز علوم طبيعى و به ويژه نجوم مخالفت ورزيده و جلوگيرى مى‌كردند. تا جايى كه به گفته ابن اثير در الكامل، «سلطان محمود غزنوى» دستور داد كليه كتب كلامى، فلسفى و نجوم را در شهر رى بسوزانند و متكلمان معتزلى و غير آنان را تبعيد كنند. «٢» در اثر غلبه اشعريان، تدريس علوم عقلى و فلسفى «٣» در حوزه‌هاى علميه ممنوع شد و بازار تكفير حكيمان و متكلمان اسلامى رايج گرديد. رواج تصوف در قرن ششم و هفتم هجرى نيز به اين امر كمك كرد؛ زيرا متصوفه فلسفه و استدلال را براى درك حقايق كافى نمى‌دانستند، بلكه آن را مانع هم مى‌پنداشتند.
با ظهور غزالى، عالم بزرگ اشعرى‌مسلك، حمله به علوم عقلى و تكفير عالمان آن شدت يافت و در نتيجه، نوآورى علمى رو به ضعف نهاد و علوم عقلى، طب و رياضيات از حوزه‌ها رخت بر بست؛ زيرا نظر غزالى در طبيعيات اين بود كه در آن‌ها حق با باطل آلوده است: «اما در طبيعيات حق آلوده به باطل و صواب مشتبه به خطا است.» «٤» نيز در مورد رياضيات هم غزالى بر اين باور بود كه چون اين‌ها مقدمه بعضى علوم باطل‌اند بايد طرد شوند. او در اين زمينه مى‌نويسد: