دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ١٤٢
و ديگر حقايق فوق طبيعى معرفى مىكنند، و زندگى را نيز در همين زندگى دنيوى منحصر و سياست را نيز صرف مديريت زندگى طبيعى انسانها اعلام مىدارند از اين رو، حوزه دين و دنيا را از اساس جدا نموده و به اصطلاح بند ناف پيوند اين دو را از آغاز مىبرند و ديگر مجال براى طرح بحث از دخالت دين در دنيا باقى نمىگذارند! «١» ٢- قداست زدايى فرد و جامعه سكولار به امر مقدس اعتقاد و اعتنا ندارد، و اين در حالى است كه اعتقاد به امور مقدس يكى از مشتركات همه اديان است. اين اصطلاح (امور مقدس) از نوعى حرمت و ارزش معنوى حكايت مىكند، در برابر، آنچه كه ارزش دنيوى و مادى صرف دارند، از چنين قداستى برخوردار نيستند. مثلًا اماكنى مانند مسجد، كليسا، كنيه و ساير معابد دينى در مقايسه با مكانهايى نظير مهمانسرا، خانه و مغازه، از نوعى قداست و حرمت برخوردارند؛ هر چند ممكن است مصالح به كار رفته در بناهاى قسم دوم مرغوبتر از مصالح مورد استفاده در نوع نخست باشد؛ چنان كه در فرهنگ همه ملل دنيا، دانش و دانشمند از اعتبار، ارزش و حرمت ويژهاى نيز برخوردار است.
نيز اين گونه محاسبات و ارزش گذارىها، نشان مىدهد كه انسانها يك موجود صد در صد مادى نيستند، بلكه از بعد روحى و معنوى هم برخوردارند؛ و بر همين اساس به يك رشته امور و واقعيات معنوى و ماورايى مقدس اعتقاد دارند؛ هر چند ممكن است در تشخيص خود دچار اشتباه شده به خرافه روى آورند؛ و يكى از اهداف پيامبران الهى مبارزه با خرافات و انحرافات و جداسازى مقدسات حقيقى از موهومات و خرافات بوده است.
٣- نفى تكليف گرايى از شاخص ديگر سكولاريسم اين است كه ميان حق و تكليف تفكيك روا داشته، مىگويد:
انسان مدرن در دنياى مدرن حق گرا مىباشد و از تكاليف كه مخصوص انسان سنتى در دوران