دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٤٢
همچنين در آيه زير، وحدت دين الهى را كه همه پيامبران از آدم تا خاتم آن را تبليغ كردهاند چنين بازگو مىكند:
شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَالَّذى اوْحَيْنا الَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ ابْراهيمَ وَ مُوسى وَ عيسى انْ اقيمُوا الدّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فيهِ ... (شورى: ١٣)
آيينى را براى شما تشريع كرد كه به نوح توصيه كرده بود؛ و آنچه را بر تو وحى فرستاديم و به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش كرديم اين بود كه: دين را بر پا داريد و در آن تفرقه ايجاد نكنيد! «١» اما آنجا كه محور گفتار فروع جزئى دين (: شرايع) است سخن از تعدد، تفاوت و تغيير است:
لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً ... (مائده: ٤٨)
براى هر امتى از شما شريعت و روش خاصى قرار داديم.
راز اين كه قرآن كريم هر گز كلمه «دين» را به صورت جمع (اديان) نياورده، و همواره به صورت مفرد استعمال كرده، به نظر مىرسد همين باشد كه اصول فكرى و عملى كه پيامبران به آن دعوت كردهاند يكى بوده، و همه آنها مردم را به يك شاهراه هدايت و خط سير واحد كه قرآن كريم از آن به «صراط مستقيم» تعبير كرده است فرا خواندهاند:
وَ انَّ هذا صِراطى مُسْتَقيماً فَاتَّبَعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ (انعام: ١٥٣)
و اين راه مستقيم من است از آن پيروى كنيد! و از راههاى پراكنده (و انحرافى) پيروى نكنيد كه شما را از طريق حق دور مىسازد! بنابراين، اختلاف شرايع و قوانين جزئى در جوهر و ماهيت اين راه كه نامش در منطق قرآن «اسلام» است تأثيرى نداشته است. تفاوت و اختلاف تعليمات پيامبران با يكديگر