دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٢٦
«گمان مىكنم منشأ مذهب، قبل از هر چيز ديگر، ترس و وحشت باشد. انسان، خود را بى نهايت ناتوان احساس مىكند؛ و موجب و علت اصلى وحشت او سه عامل است: اول بلائى است كه طبيعت مىتواند بر سرش بياورد؛ مثلًا رعد او را به هلاكت رساند و يا در اثر زمين لرزه در اعماق زمين مدفونش كند ... مذهب، از شدت اين خوف و ناراحتى مىكاهد.» «١» اما اين ادعا و گمانه زنى امثال راسل در پيدايش مذهب و دين نيز، دور از حقيقت است، زيرا: اولًا صرف فرضيه و گمان است و نه او و نه ديگران هيچ دليل عقل پسند علمى براى اثبات آن اقامه نكردهاند، چنان كه به گفته كنيك نظريه پردازان ديگر نيز براى اثبات ادعاى خود، دليلى ارائه نكردهاند:
«منبع مذهب مستور از اسرار است. از ميان نظريههاى بى شمار دانشمندان در اين خصوص برخى منطقىتر از ديگران به نظر مىرسد لكن حتى بهترين اين نظريهها از لحاظ ثبات علمى محل ايراد است ... به همين جهت بين جامعه شناسان در پيرامون منبع مذهب اختلاف نظر شديدى وجود دارد.» «٢» راز شكست و ناكامى اين دسته از جامعه شناسان در پى نبردن به منشأ واقعى مذاهب راستين، اين است كه آنان براى شناخت ريشههاى مذهب كار خود را از مطالعه مذاهب اقوام وحشى و نيمه وحشى شروع كردهاند و آنها را الگوى يك مذهب اصيل و دست نخورده! پنداشتهاند، چنان كه كنيك از «دوركيم» نقل مىكند كه: «نامبرده ضمن تلاش براى كشف منبع مذهب، توجه خود را بيشتر به تجزيه مذهب بوميان اوليه استراليا كه به منزله كهنترين جامعه بشرى به شمار مىروند، متمركز ساخت!» «٣» اما آيا براستى «مذهب ترسِ» انسان ابتدايى مىتواند مبناى درستى در شناسايى منشأ پيدايش همه مذاهب راستين و اصيل الهى باشد؟ پاسخ بسيارى از متفكران بزرگ غربى به اين پرسش منفى است. در اين جا به عنوان نمونه ديدگاه دو تن از انديشمندان بزرگ غربى را مىآوريم. بنا به نقل ساموئل كنيك: «دانشمند بزرگ سامى روبرت سن اسميت عقيده دارد كه