دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ١١٨
گرچه از سوى دانشمندان و متفكران حوزوى و دانشگاهى به بسيارى از اين گونه شبهات وارداتى پاسخ مستدل و منطقى داده شد، ولى سايه شوم اين گونه آموزههاى مورد نقد وارداتى، در اذهان برخى از افراد ناآگاه و سست ايمان همچنان باقى بوده و ترويج مىشود.
ديدگاهها درباره تعارض يا تعامل علم و دين دانشمندان علوم و متكلمان و متفكران دينى ديدگاههاى متفاوتى درباره رابطه ميان علم و دين مطرح و راه حلهايى براى رفع تعارض ظاهرى ميان علم و دين ارائه ك دين پژوهى ١٢٣ ٣ - تعامل علم و دين ص : ١٢٠ ردهاند. اين ديدگاهها و راه حلها هر كدام از زاويه خاصى و متناسب با بينش فكرى و متأثر از جهانبينى افراد و گروهها مطرح شده است. مجموع اين ديدگاهها و راهحلها را مىتوان در سه قسم به شرح زير دسته بندى كرد:
١- استقلال كامل علم و دين اين ديدگاه كه عمدتاً به گروههاى افراطى از طرفداران علم يا دين اختصاص دارد، با بينش افراطى و مطلق گرايى خود اصالت و واقعيت را دربست به يكى از اين دو (علم يا دين) دادهاند دستهاى از اينها، كسانىاند كه به «ابزار انگارى علم يا دين» نظر داده، مىگويند يك واقعيت بيشتر نداريم و آن علم و حقايق علمى و يا دين و حقايق دينى است و بس، و ديگرى ابزارى بيش نبوده و در خدمت طرف اصيل و برخوردار از حقيقت و واقعيت است. «١» گروههاى ديگرى از اينها مسأله «تحليل زبانى» را پيش كشيده و مىگويند علم و دين دو حوزه كاملًا جدا و مستقل از يكديگرند. هر يك، روش خودش، هدف خودش، زبان خودش را دارد؛ يا مىگويند موضوع دين، خدا و موضوع علم، طبيعت است ربطى به هم ندرند و بايد هر كدام با زبان خودش به حقيقت برسد؛ زيرا زبان دين بايدها و نبايدهاى رفتارى است نه توصيف تجربى طبيعت. «٢»