دين پژوهى

دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٢٤

فصل سوم: منشأ دين‌ از جمله مباحث دين پژوهى، بحث در منشأ و خاستگاه دين است. درباره منشأ دين ديدگاه‌هاى گوناگونى از ناحيه انديشمندان ارائه شده است كه در اينجا به طرح و نقد و بررسى برخى از آنها مى‌پردازيم.
١- دين، زاييده جهل‌ برخى از دانشمندان غربى نظير «هكسلى و اگوست كنت و اسپنسر» مدعى شده‌اند كه علت گرايش به دين و خداپرستى، جهل و نا آگاهى بشر به علل حوادث طبيعى است، بشرهاى اوليه چون علل اصلى حوادث را نمى‌شناختند وقوع آنها را به موجودات ماورائى مانند خدا نسبت مى‌دادند، و مى‌گفتند: «خداى باران»، «خداى طوفان» و مانند آن. اما آن گاه كه انسان با پيشرفت علوم به علل اصلى اين حوادث پى برده و جهل او از بين رفته است گرايش به مذهب و خدا هم خود به خود منتفى مى‌شود. «١» اين نظريه از اساس باطل است، زيرا اگر منشأ پيدايش و گرايش به مذهب، جهل و ناآگاهى به علل حوادث بوده باشد، پس بايد به هر نسبت كه مردم بى سوادترند مذهبى‌تر هم باشند، و به عكس به هر نسبت كه با سوادتر و عالم ترند بى دين‌تر باشند! در حالى كه چنين نيست، بلكه تحقيقات نشان مى‌دهد كه هر چه علم و آگاهى بشر به علل حوادث و پديده‌هاى طبيعت بيشتر شده، اعتراف و گرايش دانشمندان به وجود آفريننده «خدا» نيز فزونى يافته است.