دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٨٢
بهره مىگيرد. «١» ذوبطون بودن «٢» قرآن و اين كه درك و فهم تأويل آن مخصوص راسخان در علم است «٣»، گواه روشن بر اين حقيقت است.
مسأله حجت در معرفت دينى برخى از روشنفكران ادعا كردهاند: «در معرفت دينى، همچون هر معرفت بشرى ديگر قول هيچ كس حجت تعبدى براى كس ديگر نيست و هيچ تفسير رسمى و واحد از دين و هيچ مرجع و مفسّر رسمى از آن وجود ندارد. «٤» پذيرش اين ادعا مستلزم عدم حجيت قول و نظر هر كس براى ديگران به طور مطلق است، كه پيامدش انكار و فاقد اعتبار دانستن اين اصل بديهى و مقبول نزد همه عقلاى عالم:
«ضرورت رجوع جاهل به عالم» و «غير متخصص به متخصص»، در هر علم و فنى است، از اين رو، در همه معارف بشرى و به ويژه در باب معرفت دينى نيز به هيچ وجه قابل قبول و قابل اجرا نمىباشد؛ زيرا گفتيم در اين صورت فهم و نظر حتى هيچ متخصص و صاحب نظرى در هيچ رشتهاى از رشتههاى علوم بشرى و از جمله علوم و معارف دينى، حجت نبوده و فاقد اعتبار و ارزش مىباشد.
آيا هيچ انسان عاقل و هوشمندى، حتى انسان عادى زير بار اين سخن نادرست مىرود؟ حتى خود گوينده اين سخن نيز نمىتواند و نبايد اين ادعا را به صورت كلى و مط دين پژوهى ٨٨ جايگاه عقل در دين ص : ٨٧ لق بپذيرد؛ زيرا در درجه نخست شامل سخنان و اظهارات خود او نيز مىشود و در نتيجه، اين ادعاى ايشان (عدم حجيت قول هيچ كس براى ديگران) را نيز از اساس بىاعتبار مىكند.
بنابراين، طرح اين ادعا از سوى ايشان به كلى باطل و بى اعتبار است. مگر اين كه او ضرورتاً استثنايى در گفتارش قايل شود و بگويد در معرفت بشرى و دينى قول هيچ كس