دين پژوهى

دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٨٥

معصومين (ع) و غير آن مى‌باشد، با يكديگر تنافى دارند. آنچه مسلم است اين است كه آنچه مطابق با دين است همان قداست دينى را دارد؛ يعنى حق، كامل، خالص و صحيح است؛ زيرا شخص عالم و فهم او خصوصيتى ندارد و آنچه بيان شده است همان است كه خداوند بيان كرده است؛ و آنچه مخالف دين است، فاقد چنين قداستى است. در صورت نخست ايمان به آن لازم و در صورت دوم ايمان به آن غير جايز است.
ولى مهم، توجه به اين نكته است كه تشخيص اين كه «كدام فهم از دين مطابق با دين و كدام فهم غير مطابق با دين است»، بحثى درون دينى و از وظايف و شئون عالمان مربوط به علوم درجه اول، و به طور طبيعى خارج از شأن و رسالت معرفت‌شناسى است. آنچه معرفت‌شناسى در اين باره مى‌تواند ابراز كند، اين است كه بگويد: بعضى از فهم‌هاى دينى (مطابق با دين) قطعاً مقدس و نقد ناپذيرند، ولى هرگز نمى‌تواند به صورت موجبه كليه بگويد همه فهم‌هاى دينى غير مقدس و نقدپذيرند، يا به نحو سالبه كليه بگويد: هيچ يك از اين‌ها قداست ندارند. «١» بنابراين، اظهار نظر و داورى صاحب نظريه قبض و بسط درباره علوم درجه اول و نفى قداست و اعتبار كلى از آنها، فاقد اعتبار و خارج از قلمرو و رسالت، شأن و تخصص او مى‌باشد.