دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ١١٩
افراطىترين اين گروهها، ظاهراً «پوزيتويستها» هستند كه مىگويند زبان دين ناظر به اعيان خارجى نيست و لذا فاقد اعتبار و دور از واقعيت است و تنها زبان علم كه بر تجربه و آزمون استوار است مرجع زبان معنا دار به حساب مىآيد و بس! «١» ٢- وحدت كامل علم و دين در برابر ديدگاه افراطى ياد شده، گروههاى ديگرى پيدا شدند كه راه تفريط پيموده و به وحدت كامل و تداخل علم و دين رأى دادند. اينان مىگويند گرچه علم و دين هر كدام ادعاهاى معرفت شناختى و هستى شناختى خاصى درباره واقعيات جهان دارند، ولى دو راه براى تفسير يك واقعيت موجود در جهان هستى به حساب مىآيند و هر يك با تبيينها، روشها و زبان خود، يك واقعيت را تفسير و اثبات مىكنند.
اظهارات زير از چارلز تاونز (فيزيك دان و برنده جايزه نوبل) از آن نمونه است:
«من علم و دين را جدا نمىبينم، بلكه تفحص علمى درباره جهان را بخشى از تجربه دينى مىدانم.» «٢» نيز آن دسته از پژوهشگران دينى- اسلامى كه سعى كردند همه علوم بشرى را از ظواهر آيات قرآن استخراج كنند و بدين وسيله علم و دين رابه طور كامل با هم تطبيق دهند، از اين گروه محسوب مىشوند. «٣» ولى به نظر مىرسد كه هر دو گروه به خطا رفتهاند و از حقيقت امر درباره علم و دين فاصله گرفتهاند؛ زيرا نه مىتوان علم و يا دين را بكلى ناديده گرفت و نه مىتوان اين دو را به طور كامل از هم جدا و بى ارتباط پنداشت، كه گروه نخست مدعى آناند و نه علم و دين طورى وحدت و هماهنگى دارند كه تداخل كامل داشته و نمىتوان هيچ گونه استقلالى براى هر يك قائل شد، كه گروه دوم به آن معتقد است.