دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٩٦
دين و عقل سكولاريزه شده را تبليغ كرده و سعى در رواج و رسميت بخشى تفكر منسوخ و بى روح «سكولاريسم»، «اومانيسم»، «ليبراليسم» و مانند آن را دارند؛ تفكرى كه بزرگترين و جدىترين حامى و منادى آن، نه طيف دانش آموختگان و روشنفكران راستين غربى و شرقى، بلكه دولتهاى استكبارى و استعمارگر مىباشند، كه آنان نيز نه در پى رهايى انسان از تنگناهاى زندگى و تأمين سعادتمندى و رستگارى حقيقى او، بلكه در پى مبارزه با ارزشهاى دينى و اخلاقى و به ويژه محو و اضمحلال تفكر مترقى اسلام سياسى و ستم سوز و استكبار ستيز هستند تا راه رسيدن به اهداف استعمارى و منافع استكبارى برايشان هموار شود.
اكنون به حوزه تفكر اسلام ناب محمدى (ص) برمىگرديم و مىبينيم كه نه تنها عقل بر كنار از دين و در برابر آن نيست، بلكه جزو دين و مدد كار آن در راه تحقق اهداف مترقى و انسان ساز آن است. عقل دينى ريشه در آفرينش جهان داشته و به عنوان «عقل اول» «صادر نخستين» و اولين آفريده خدا مطرح است. «١» نيز عقل دينى ريشه و اساس تفكر دينى را تشكيل مىدهد و در نتيجه، شريعت عقلانى توأم با شريعت وحيانى همه عرصههاى حيات مادى و معنوى انسان را در بر مىگيرد و برنامههاى زندگى و راهكارهاى عملى براى همه شئون حيات فردى و اجتماعى انسان را ارائه مىكند.
نيز معرفت در تفكر اسلامى، محدود و منحصر در حس و تجربه نيست، بلكه معرفتشناسى حسى و تجربى نيز شأنى از شئون عقل و برهان عقلى است و تا فتوا و برهان عقلى در ميان و ميدان نباشد هيچ حس و تجربهاى ميدان دار علمى نخواهد بود و ارزش شناختى ندارد. «٢» تفاوتهاى عقل دينى و عقل مدرن براى شناخت بيشتر عقل دينى و درك بهتر تفاوتهاى آن با عقل مدرن، بايد مقدمه كوتاهى ارائه شود تا هم چگونگى حضور عقل دينى در صحنههاى زندگى مادى و معنوى