دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٧٩
٣- فهم و تفسير وحى (كتاب و سنت). در اين جا عقل به عنوان ابزار فهم كتاب و سنت مطرح است و در طول آن دو قرار دارد، نه در عرض آنها؛ و به منزله نورى است كه وسيله ديدن اشياء و پديدهها است و خود چيزى را به آنها نمىافزايد (به خلاف نقش استنباطى عقل).
٤- تبيين و توجيه احكام شريعت و بيان حكمت و فلسفه احكام الهى.
در اين جا نقش عقل بسيار محدود است. اين محدوديت در قلمرو عبادات نمايانتر از قلمرو مسايل مربوط به امور دنيوى و زندگى اجتماعى است؛ حتى اگر در مواردى عقل بتواند به پارهاى از حكمتها و مصالح احكام الهى پى ببرد، نبايد آن را حكمت و مصلحت يگانه احكام خداوند به شمار آورد. «١» ج- شهود باطنى انسان مىتواند حقايقى را بدون استفاده از حواس ظاهرى و بيرونى و بدون تفكر و تعقل درونى و ذهنى، بلكه از راه دل و شهود باطن بيابد. اين راه، پيوسته مورد توجه معرفت شناسان بوده و در اين ميان، عارفان و روان شناسان بيش از ديگران به آن پرداخته و بر آن تأكيد مىورزند؛ و امروزه نيز بحث تجربه دينى و شهود باطنى جزو مباحث فكرى- دينى روز در داخل و خارج است. «٢» راه دل و شهود درونى، در تعاليم اسلامى نيز جايگاه ويژهاى دارد. معرفت فطرى و رؤيت قلبى، كه در قرآن كريم و احاديث اسلامى، در سطح گستردهاى مطرح شده است، يا ناظر به معرفت درونى است و يا حداقل، معرفت درونى از مصاديق و جلوههاى آن است.
درباره راه دل و طريق شهود باطن يا تجربه درونى، مباحث و مسائل زيادى مطرح است كه در اين جا مجال پرداختن به آنها نيست. «٣» اما دو نكته را به اختصار يادآور مىشويم: يكى آن كه