دين پژوهى

دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٧٥

٢- با توجه به اين كه مسلمانان معرفت خود نسبت به دين و آموزه‌هاى آن را از عالمان و انديشمندان دينى مى‌گيرند، معلوم مى‌شود كه اين آگاهى و شناخت از دين بايد روشمند بوده و با طى مقدمات علمى و براساس ضوابط و قواعد دستور زبان عربى، صورت گرفته باشد. از اين رو، آگاهى‌هاى غير روشمند و بدون ضابطه كه به دلخواه افراد صورت مى‌گيرد و به دين نسبت داده مى‌شود، از تعريف خارج مى‌گردد.
٣- تعريف ياد شده شامل شناخت دين در بخش‌هاى گوناگون آن اعم از عقايد، اخلاق و احكام مى‌شود و به شناخت بخشى از دين منحصر نمى‌شود.
٤- ما در بحث معرفت دينى، درصدد دستيابى به حجّت شرعى هستيم و حجت شرعى، انحصاراً به آن نوع از معرفت دينى تعلّق مى‌گيرد كه روشمند بوده و براساس مقدّمات علمى و ضوابط و قواعد فهم متون دينى، به دست آمده باشد، در اين صورت است كه مى‌توان به شناخت خود از دين اعتماد كرد و براساس آن عمل نمود و پس از عمل، تكاليف دينى از انسان ساقط مى‌شود و در نتيجه، موجب كمال روحى و معنوى و رستگارى و پاداش اخروى مى‌شود. اما معرفت دينى حاصل از سلايق شخصى و بدون طى مقدمات علمى و خارج از چارچوبهاى تعيين شده فهم متون، نه معتبر بوده و حجّت شرعى محسوب مى‌شود و نه موجب كمال معنوى و پاداش اخروى مى‌گردد، بلكه به عكس، چه بسا كه پيامدهاى منفى آن از جمله، بدعت‌گذارى و غضب الهى دامنگير انسان گردد.
معرفت‌شناسى دينى‌ معرفت دينى را مى‌توان از جهات گوناگون مورد بحث قرار داد؛ يكى از اين جهات، جنبه معرفت شناختى آن است.
معرفت‌شناسى يا نظريه شناخت، به بحث درباره معرفت بشر در حوزه‌هاى گوناگون فكرى و فرهنگى مى‌پردازد و مسائلى چون مبادى معرفت، ابزار شناخت، ارزش و اعتبار معرفت، معيار صدق و كذب در معرفت و غير آن را مورد بررسى قرار مى‌دهد. درباره مفهوم معرفت‌شناسى و رسالت آن، گفته‌اند: