دين پژوهى

دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٧٤

فصل اول: مبانى معرفت دينى‌ معرفت دينى‌ برخى «معرفت دينى» را به «تفسير شريعت»، «فهم كلام بارى و اقوال پيشوايان دين»، «معارف مستفاد از كتاب و سنت» و مانند آن تعريف كرده‌اند. «١» ولى اين تعاريف جامعيت ندارد و در شناسايى معرفت دينى نارساست؛ زيرا اين گونه تعريف‌ها تنها نوعى از شناخت نسبت به دين مانند شناخت فقيهان از دين را شامل مى‌شود و انواع شناخت‌هاى ديگر مانند شناخت متكلمان و حكيمان اسلامى را در بر نمى‌گيرد. از طرف ديگر، اين قبيل تعريف‌ها تنها شناخت دين به معناى شريعت نقلى (مستفاد از كتاب و سنّت) را شامل مى‌شود، در حالى كه نه دين در شريعت نقلى، يعنى كتاب و سنّت منحصر است و نه معرفت دينى به فهم و شناخت كتاب و سنت اختصاص دارد، زيرا علاوه بر كتاب و سنت (به عنوان دو منبع نقلى) عقل نيز به عنوان منبع مستقل شناخت مسائل و معتقدات دينى اسلامى مطرح مى‌باشد و رسميت دارد. از اين رو، بهتر است در تعريف معرفت دينى بگوييم: «مجموعه شناخت‌هاى عالمانه و روشمندانه از دين و آموزه‌هاى آن در بخش‌هاى مختلف از قبيل عقايد، اخلاق و احكام.» در توضيح اين تعريف، توجه به چند نكته لازم است:
١- اين تعريف همان‌طور كه شامل فهم فقيه مجتهد از دين در مسائل فروع فقهى مى‌شود، فهم مفسر قرآن كريم و نيز فهم و شناخت عقلى و عقلانى حكيم و متكلم دينى مربوط به مبدأ و معاد و غير آنان در بخش‌هاى ديگر را نيز در بر مى‌گيرد.