دين پژوهى

دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٧١

جاى بسى تعجب اين جاست كه آنان حتى مرجعيت بلامنازع و منحصر به فرد دين وحيانى براى رستگارى و كمال انسان را بر نمى‌تابند و در اين رابطه مدعى‌اند:
«براى رسيدن به انسانيت متعالى، منابع مختلفى مى‌تواند وجود داشته باشد، يعنى لزوماً فقط نمى‌توان از منبع دين تغذيه كرد، بلكه ممكن است عرفانهاى خاصى نظير عرفان سرخپوستى، عرفان بودايى، اگزيستانسياليسم و ... مورد مراجعه قرار گيرد.» «١» مدّعى با اين قبيل گفتارها، در واقع مى‌پذيرد كه تنها با دين نمى‌توان به بالاترين مراحل كمال رسيد؛ يعنى راه دين راه منحصر به فرد نيل به كمال مطلوب انسانى و تعالى روحى- معنوى نيست، بلكه عرفانهاى سرخپوستى و مانند آن نيز مى‌توانند انسان را به كمال و تعالى برسانند، و نبايد آموزه‌هاى دين را در زمينه‌هاى انسانسازى برتر از مكاتب بشرى دانست! اين ادعا درست نيست؛ چرا كه اگر درست باشد ضرورت رجوع به دين و پذيرش و التزام عملى به آن معنا نخواهد داشت.
دين پژوهى ٧٨ الف - حواس ظاهرى ص : ٧٧