دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٦٦
ندارد.»، «اين جهان را عقلا بايد اداره كنند نه دين، با ورود دين، عقل بيكار مىشود. حوزه عمل عقل و دين از هم جداست.» و اينك به توضيح و پاسخ برخى از اين ادعاها مىپردازيم.
١- انحصار هدف بعثت انبيا در آخرت مىگويند: هدف بعثت انبيا و جهتگيرى اصلى و اساسى آنها براى آخرت و خدا بوده، نه دنيا و آباد كردن زندگى دنيوى؛ چه اين كه اگر از دين انتظار داشته باشيم كه دنياى ما را آباد و اصلاح كند، دينى خواهد شد دنيوى؛ زيرا دينى كه به خاطر دنيا درست شود، خدايى كه براى درد و آرزوهاى دنيا پرستيده شود، يا آخرت و بهشت و ثوابى كه در راه خواستههاى دنيا تأمين گردد، نه دين است، نه خدا و نه آخرت «١» پاسخ: رابطه دنيا و آخرت، رابطه عمل و عكس العمل است. حيات دنيوى، سازنده حيات اخروى است. انسان در ظرف دنيا، حيات اخروى خود را مىسازد. حديث نبوى (ص): «الدُّنْيا مَزْرَعَةُ الْآخِرَةِ.» «٢» ، اشاره به همين معنا دارد. يا به تعبير استاد شهيد مطهرى «دنيا نسبت به آخرت نظير دوره مدرسه به دانشگاه است براى يك جوان، دنيا حقيقتاً مدرسه و دار التربيه است». «٣» بنابراين، نمى دين پژوهى ٧٣ بخش دوم: معرفت دينى توان بدون برخوردارى از يك زندگى متعالى در دنيا، حيات اخروى مثبت و ايده آلى داشت زيرا راه آخرت از مسير دنيا مىگذرد به همين دليل، براى اين كه حيات اخروى آبادى داشته باشيم، بايد حيات دنيوى را نيز آباد ساخت. اگر آبادانى حيات دنيا اهميت نمىداشت قرآن كريم نمىفرمود: