دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٥٨
آرمانهاى اعتقادى بر آمده از تعاليم اساسى اديان آسمانى و نيز فرامين اصيل و راستين عقل انسانى به عنوان پيامبر درونى است. در كنار انتظارات اصلى، انتظارات فرعى، قرار دارند و آنها انتظاراتى هستند كه به حيات مادى و زندگى دنيوى انسان بر مىگردند، مانند امور اقتصادى، سياسى، اجتماعى، بهداشتى و اخلاقى.
از آنچه گفته شد اين حقايق روشن گشت:
١- مراد ما از دين در بحث انتظار بشر از دين، دين اسلام است كه بر انسانشناسى دقيق استوار است و به كاملترين شكل، انديشه علمى جامعه بشرى و انگيزه عملى او را هدايت مىكند.
٢- منظور از انتظار در اين جا اولًا انتظار صادق است نه كاذب. ثانياً انتظار به معناى احتياج و توقع هر دو اراده شده است. ثالثاً، هم انتظارات اصلى مراد است و هم انتظارات فرعى كه اسلام، در صدد تأمين هر دو نوع اين انتظارات مىباشد. «١» رويكردهاى بحث در انتظار بشر از دين انتظار بشر از دين را مىتوان با رويكردهاى برون دينى، درون دينى و يا تلفيقى مورد بررسى قرار داد. منظور از رويكرد «درون دينى» در واقع درون نقلى و متنى و مراجعه به كتاب و سنت است. مراد از «برون دينى» نيز برون نقلى و رويكرد عقلانى به دين است.
در تشخيص و شناسايى مسائل كلى دين از قبيل شناخت اصل دين، ضرورت گرايش به دين و ديندارى، شناخت هدف يا اهداف دين و قلمروشناسى دين، بويژه شناخت اصلىترين مسأله دين يعنى خدا و توحيد و يكتايى و ساير صفات و ويژگىهاى او، بايد قبل از تديّن به دين خاص، از عقل و براهين عقلى- فلسفى سود جست، و به آگاهىها و شناخت لازم در اين زمينهها دست يافت، سپس براى شناخت تفصيلى به خود دين رجوع كرد؛ در غير اين صورت دينباورى و ديندارى، تعبدى و تقليدى صرف مىشود كه طبق دادههاى خود دين و فرموده پيشوايان دينى از ارزش و اعتبار لازم برخوردار نخواهد بود.