دين پژوهى - ابراهیم زاده، عبدالله - الصفحة ٤٥
الف و لام در كلمه «الصراط» براى جنس يا عموم نيست، بلكه براى عهد است، يعنى همان صراط مستقيم معهود توحيد و يكتاپرستى، كه همه انبيا و اوصيا (ع) بر آن راه بودهاند.
از عواملى كه ممكن است موجب شود تا از «صراط مستقيم» تعدد و كثرت برداشت شود، خلط ميان صراط و سبيل است؛ چرا كه صراط در قرآن پيوسته به صورت مفرد آمده ولى سبيل به صورت جمع «سُبُل» زياد استعمال شده است. اين تفاوت استعمال به اين دليل است كه اين دو با هم فرق دارند؛ زيرا آنچه كه متعدد است «سُبُل» است كه همان راههاى فرعى مىباشد كه هر كس به حسب استعداد و درك و توان جسمى و روحى آن را مىپيمايد تا به آن شاهراه هدايت «صراط مستقيم» كه همان توحيد و يكتا پرستى و انقياد كامل در برابر خداست، برسد؛ و اين مسيرى است كه قرآن تعيين و به آن تصريح كرده است:
وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا (عنكبوت: ٦٩)
و آنها كه در راه ما (با خلوص نيت) جهاد كنند، قطعاً به راههاى خود، هدايتشان خواهيم كرد.
بنابراين، استفاده تعدد صراط مستقيم از آيات با الگوگيرى از «پلوراليسم قرايى» دور از واقع و باطل است. «١» حقانيّت تشيّع آنچه درباره اثبات وحدت و ثبات دين حق گفته شد، درباره اثبات وحدت و ثبات مذهب خاص از يك دين خاص نيز صادق است؛ يعنى همان طور كه اثبات گرديد كه همه اديان و مكاتب در يك زمان نمىتوانند بر حق محض و خالص باشند، (چون دين حق خالص در هر زمانى يكى بيش نيست) اين حقيقت درباره مذاهب يك دين خاص هم صادق است و امكان ندارد كه همه آنها مذهب حق محض و خالص باشند و همگى راهى مطمئن و درست به سوى نجات و رستگارى به حساب آيند؛ به دليل اين كه در بسيارى از عقايد و آموزهها حتى در اصول (مذهب) همديگر را نفى و نقض مىكنند و عقايد متناقضى دارند و محال عقلى است كه